صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٠ - جوسازى و غوغاسالارى دشمنان
نخواسته بخواهد به كسى بگويد، حرف اينها همه آخوندها را مىگويند ديكتاتورند، مىگويند همه ديكتاتورند. از آن وقت تا حالا ديكتاتورى محمد رضا بود، حالا ديكتاتورى عمامه و كفش است! اينها دنبال ايناند كه درست كنند. و ما بايد مراقبت كنيم. اين مراقبت از آن مراقبتى كه شما از دزدها مىكنيد و از خيانتكارها مىكنيد، اين مراقبت بالاتر است. اين مراقبت مراقبتى است كه اساس اسلام در خطر است؛ مكتب در خطر است.
اگر فرض كنيد كه توطئهها با هم جمع بشود خداى نخواسته- همه توطئههايى كه مىگويند هست، و لو باور نكنيد كه يك اساسى دارد، لكن خوب شايعات است- شما اگر فرض كنيد كه توطئهها همه با هم جمع بشوند و شما پاسدارها و اين آقا و اين بنده و همه را بيايند از بين ببرند اما مكتبمان محفوظ باشد، ما شكست نخورديم. ما به وظيفهمان عمل كرديم. نتوانستيم مطلب را به آخر برسانيم، چون قدرت نداشتيم. حضرت امير، سلام اللَّه عليه، نتوانست در جنگ معاويه غلبه كند. مغلوب شد. يعنى همان اشخاص كه با خودش بودند، همان اشخاص مخالفت كردند با او و مغلوبش كردند. لكن مكتبش محفوظ بود.
سيد الشهدا مكتبش محفوظ بود، و خودش شهيد شد. شهادت گاهى مكتب را پيش مىبرد و شايد اكثراً اين طور باشد. خدا نكند كه يك وقت شهادتِ مكتب پيش بيايد؛ اسلام را لكه دار كنند؛ جمهورى اسلامى را بگويند اين رژيم هم مثل همان رژيم. براى اينكه ما بايد از افرادش، از اشخاصى كه تبع او هستند، بشناسيم. و ما وقتى كه اطرافش و افرادش را ملاحظه مىكنيم، مىبينيم اينها هم از همان سنخ كارها مىكنند. اينها هم منزل مردم مىريزند. بحق هم باشد نبايد كرد. در صورتى كه بحق هم باشد، بحق هم باشد، نبايد يك كارى كرد كه صورتْ صورتِ باطل است. و لو واقع واقعِ حق است؛ يعنى به او صورت باطل مىدهند.
جوسازى و غوغاسالارى دشمنان
تحت مراقبت هستيم و هستيد. اين مراقبت از دشمن كه دنبال ايناند كه ما را معرفى