صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - لزوم پايدارى و روشنگرى در سنگر دانشگاه
اجنبيها- و قطع شد الحمد للَّه- حالا شما كمك كنيد كه دوباره برنگردد؛ نه اخلال كنيد كه دوباره برگردد آن مسائل. كمك به اين است كه برويد كارخانهها را كارى كنيد راه بيفتد؛ كارگرهاى نفت را كارى كنيد كه كارهايشان را انجام بدهند. حالا كه نفت منافعش براى خود شماهاست، راه بيفتد اينها، كشاورزها را برويد تشويق كنيد كه كار بكنند؛ دانشگاه را تشويق كنيد كه راه بيفتد. شما همه جا اخلال مىكنيد؛ پس شما يك مردم اخلالگر هستيد؛ نه يك مردم مثلًا دانشمندى كه مىخواهيد به ما چيز ياد بدهيد، شما مىخواهيد اخلال بكنيد. و بايد جلويشان را بگيريد. مسائل را به آنها بگوييد؛ در دانشگاه بنويسيد، منتشر كنيد. كسانى كه بر خلاف اين هستند، برويد يكى يكى پيش آنها، برويد بگوييد شما اين كاره هستيد. شما چه مىگوييد باز به ما؟ چطور مىخواهيد يك دانشگاه را در دست بگيريد در صورتى كه اخلالگر هستيد؟ يك اخلالگر دزد كه نمىتواند دانشگاه را اداره كند.
لزوم پايدارى و روشنگرى در سنگر دانشگاه
و ما اگر دانشگاهمان اداره نشود، كارمان زار است! دانشگاه، تمام مسائل به دست دانشگاه است. يعنى اين دو تا قطبِ دانشگاه و روحانى همه مقدرات مملكت تو مشت اينهاست. دانشگاهى، دانشجو، چه دانشجوى قديمى، چه دانشجوى جديد، همه مسائل توى دست اينها بايد حل بشود. اينها قوه متفكره يك ملت هستند. اگر دانشگاه را ما سست بگيريم و از دست ما برود، همه چيزمان از دستمان رفته است. يك مسئلهاى است كه نبايد شما بنشينيد كه من عمل بكنم؛ و نه من هم بايد بنشينم كه شما تنها. ما هر دو بايد دست به دست هم بدهيم، آن قدرى كه من مىتوانم من انجام بدهم آن قدرى كه شما مىتوانيد شما انجام بدهيد. جوان هستيد، در مقابلشان بايستيد؛ صحبت كنيد؛ حرف بزنيد. اشخاصى كه مىتوانند در آنجا بيايند حرف بزنند، برويد پيدايشان كنيد برداريد برويد، دعوتشان كنيد به دانشگاه. ننشينيد كه من تعيين كنم. البته من آسيد على آقا [١] را
[١] آقاى سيد على خامنهاى.