صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٢ - از وظايف پاسدارى
اسلام به اين است كه اعمالتان را تعديل كنيد؛ با مردم رفتار خوب بكنيد؛ برادر باشيد با مردم؛ مردم را اين طور حساب نكنيد. رژيمهاى سابق مردم را از خودشان جدا مىدانستند. آنها در يك طرف بودند؛ مردم هم در يك طرف بودند. آنها مردم را مىكوبيدند؛ مردم هم آنها را اگر مىتوانستند مىكوبيدند. امروز كه مردم جدا نيستند از پاسداران اسلام، حكومت اسلام كه از مردم جدا نيست، تو مردم است، از همين مردم و از همين جمعيت است، شما هم از همين مردميد و از همين جمعيتيد، شما كارى نكنيد كه مردم از شما بترسند. شما كارى بكنيد كه مردم به شما متوجه بشوند. شما كارى بكنيد كه مردم محبت به شما بكنند؛ پشتيبان شما باشند. اگر مردم پشتيبان يك حكومتى باشند، اين حكومت سقوط ندارد؛ اگر يك ملت پشتيبان يك رژيمى باشند؛ آن رژيم از بين نخواهد رفت. اينكه رژيم سابق از بين رفت، براى اينكه پشتيبان نداشت؛ ملت پشتيبانش نبود؛ ملت پشت به او كرد، بلكه خود ملت او را بيرونش كرد. رضا خان را وقتى متفقين از اين مملكت بيرون كردند، مردم شادى مىكردند، با اينكه در خطر بودند، جانشان در خطر بود! لشكر غير بود، لشكر اجنبى بود، لشكرهاى اجنبى بودند [كه] ريختند به ايران، ولى چون رضا خان را بردند، مردم خوشحالى مىكردند. ما خودمان مطلع بوديم در بين مردم. اين مرد هم كه رفت كه ديديد چه شاديها كردند. براى اينكه پشتيبان نداشتند. كارى نكنيد كه مردم بگويند كه اى كاش نبود اين پاسدار! كارى ما نكنيم كه مردم بگويند اى كاش روحانيتى در كار نبود. مسأله مهم است. قضيه اين نيست كه من ساقط باشم؛ قضيه اين نيست آقا ساقط باشند؛ قضيه اين است كه اسلام در خطر است. امروز اين طورى است وضع ما.
از وظايف پاسدارى
همه ان شاء اللَّه با هم متوجه به اسلام و وظايفِ پاسدارى [بشويم]. و وظايف پاسدارى شغل بسيار شريف، و بسيار پر مسئوليت است. شما تا صبح بيداريد و از اين مردم پاسدارى مىكنيد؛ و براى خداست؛ و در خطر هم هستيد؛ چه چيزى بالاتر از اين؛ لكن