صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٧ - تفاوت دولت مردمى با دولت ضد ملى
خدمت مردم بايد باشند. اگر يك همچو برنامهاى تحقق پيدا بكند، محيط رعب از بين مىرود؛ محيط دوستى پيش مىآيد، مبدل به محيط برادرى مىشود.
لزوم عبرت گرفتن دولتها از سرنوشت شاه
يك همچو محيطى كه محيط برادرى باشد، ملت پشتيبان دولت است. و اگر ملت پشتيبان دولتى شد، دولت سقوط نمىكند. اگر شاه به نصايح روحانيون توجه كرده بود و خدمت به اين ملت كرده بود، سقوط نمىكرد. لكن خدمت نكرد و خيانت كرد، و پشتوانه مردمى را از دست داد، و وقتى كه مردم شنيدند رفت، شادى كردند. چنانكه در رفتن پدرش هم شادى كردند. حكومتها بايد عبرت بگيرند از اين وضعى كه در ايران پيش آمد، و بدانند كه وضع براى اين بود كه محيط اختناق به طورى پيش آوردند كه اختناق انفجار آورد. برادر باشند با هم. با ملت دوست باشند. ملت احساس كند كه دولت از خود اوست؛ دولت خدمتگزار اوست. ملتها احساس كنند كه ارتش از خود آنهاست. ارتش كه در خيابان مىآيد براى آن گل بريزند؛ نه از آن فرار كنند! عمده در برنامههاى حكومتى، در برنامههاى دولتى، اين معناست كه محيط اخلاقى درست كنند. محيط برادرى درست كنند. اين در رأس همه برنامههاست. اگر اين برنامه درست شد، اگر دولت بخواهد كارى بكند، همه ملت با او همراهى مىكنند. اگر دولت بخواهد برنامهاى را ... اجرا بكند، ملت در خدمت آن هست.
تفاوت دولت مردمى با دولت ضد ملى
ما اين دو حكومت را كه در ايران بود الآن با هم مقايسه مىكنيم: دولت سابق اگر مىخواست برنامهاى را اجرا بكند، مردم با آن موافق نبودند؛ بلكه حتى الامكان كارشكنى مىكردند. الآن دولت ما وقتى مىخواهد برنامهاى را اجرا كند، از اطراف به ما پيشنهاد مىشود كه ما در خدمت حاضريم؛ طبقات مختلف مردم مىگويند كه ما در اجراى اين برنامه حاضريم؛ به جان و دل حاضريم كه كمك بكنيم. الآن كه بعض برنامهها را مىخواهد دولت اجرا بكند، ملت همچو اظهار همراهى مىكند كه اعجابآور است.