صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٤ - حوزه و دانشگاه ايده آل
كرد. اين چه بود؟ قضيه، قضيه چه بود كه يك همچو تحول در يك ملت پيدا شد؟
گرايش ملت ايران به راه و روش مسلمانان صدر اسلام
اين تحول عظيمى كه در اين ملت پيدا شد يك تحولى بود كه فقط براى اين معنا كه مثلًا رژيم نباشد؟ يا دنباله داشت؟ رژيم نباشد؛ حكومت اسلامى باشد. اساس آن بود؛ اساس آن بود كه مىخواستند قرآن حكومت كند در اين كشور. موانع را برداشتند كه حكومت، حكومت اسلامى باشد؛ نه اينكه همه مقصد اين بود كه فقط آزاد باشيم. همه مقصد اين بود كه مستقل باشيم؟ ايران مىخواست كه مثل مملكت مثلًا سوئد باشد؟ آزاد هستند؛ مستقل هم هستند؛ اما اگر از قرآن در آن خبرى نباشد، باز هم چنين مىخواهند؟ ايرانىها اين را مىخواستند كه قرآن باشد يا نباشد؟ اسلام باشد يا نباشد؟ ما آزاد باشيم، ما آن جهت حيوانىمان، آن جهت حيوانىمان اشباع بشود، كارى به معنويات ديگر ما نداريم! ايران جوانهاى خودش را براى اين داد؟ يا ايران متحول شده بود به يك ملت صدر اسلامى؛ يك جوانهايى مثل جوانهاى صدر اسلام كه شهادت را براى خودشان فوز مىدانستند، مىگفتند شهيد هم بشويم سعادتمنديم. مسأله اين بود؛ و مسأله اين هست.
حوزه و دانشگاه ايده آل
دانشگاه مبدأ همه تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قديمه چه دانشگاه علوم جديده، از دانشگاه سعادت يك ملت و در مقابل سعادت، شقاوت يك ملت سرچشمه مىگيرد. دانشگاه را بايد جديت كرد، جديت بكنيد دانشگاه را درستش كنيد، دانشگاه را اسلامىاش كنيد. مملكت ما براى اسلام زحمت كشيده است و بايد براى اسلام زحمت بكشد و مىكشد و همه چيزش بايد اسلامى بشود. همين توقع نباشد كه دولت اسلامى باشد؛ خير، همه چيز بايد اسلامى بشود. همه قشرها بايد قشر اسلامى باشد؛ كه هر كس بيايد ببيند جمعيت را، ببيند كه يك جمعيت الهى اينها هستند؛ يك جمعيت اسلامى اينها هستند. الآن وقتى است كه خداى تبارك و تعالى ما را امتحان