صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٦ - تبليغات سوء بيگانگان
تبليغات سوء بيگانگان
اينها همچو تبليغات كرده بودند كه اگر يك ملّايى وارد مىشد در امر سياسى، راجع به حكومت مىخواست صحبت بكند، راجع به مجلس صحبت بكند، راجع به گرفتاريهاى سياسى مردم مىخواست صحبت بكند، در خود جامعه روحانيت مىگفتند كه اين آدم «سياسى» است، ديگر به درد نمىخورد! همان خاصيتى كه در على بن ابى طالب بود كه يك رجل سياسى بود. از خطبش معلوم است كه مرد سياست بوده؛ و از كاغذى كه به مالك اشتر نوشته و دستورهايى كه داده، همهاش دستورهاى سياسى است. ما غفلت كرديم از مبادى امر و از صدر اسلام و از كيفيت سياست رسول اكرم و از سياست امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- و سياست زير زير ائمه- عليهم السلام- كه به صورت تقيه سياستها را اجرا مىكردند. به ما اينها تزريق كردند، و حتى به خود ما تعميه [١] كردند، كه شما حق دخالت در اين امور نداريد. اصلًا در شأن شما نيست! با اين اسم كه ما يك قدرى خوشحال بشويم كه آقا شما بالاتر از اين هستيد كه در سياست دخالت بكنيد! شما يك رجل روحانى هستيد؛ شما بايد مردم را تهذيب اخلاقشان را بكنيد؛ اخلاق براى مردم بگوييد؛ و امثال اين حرفها. هم منبرها را از محتوايى كه بايد داشته باشد، كه آن دخالت در امور سياستِ مملكت است؛ و هم مسجدها را و هم ساير طبقات روحانيون را و هم حوزههاى علميه را از آن محتوايى كه اسلام از اول مىخواسته اينها [داشته] باشند و اين كارها را بكنند [بازداشتند]. «حوادث واقعه» بايد به روحانيين رجوع بشود. «حوادث واقعه» چه چيز است؟ حادثهها همين حوادث سياسى است. حالا احكام جزء «حوادث» نيست. و
أما الحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ [٢]
رجوع كنيد به فقها. حوادث همين سياستهاست. اين «حادثه» ها عبارت از اينهايى است كه براى ملتها پيش مىآيد. اين است كه بايد مراجعه كنند به كسان ديگرى كه در راس مثلًا هستند. و الّا مسأله گفتن و احكام شرعى جزء حوادث نيست. يك چيزهايى است كه بوده است.
[١] پوشيده ساختن معنى.
[٢] وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ١٠١، كتاب القضاء، باب ١١، حديث ٩