صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٥ - جايگاه مقامات دولتى در اسلام
شايد همه چيز ما را اداره بكند؛ و ان شاء اللَّه مملكت صحيح و سالم بشود و خودتان ادارهاش بكنيد.
بيدادگرى مأمورين دولت طاغوت
مقصود عرضم اين است كه حتى رؤساى ماليه- وقتى كه در آن وقت كه من بچه بودم و در آن طرفها بودم- رئيس ماليهاش هم حرّاص بود نسبت به مردم آنها را چه مىكرد، و از ژاندارمرى مثلًا چه مىكرد، از مردم به زور چيز مىگرفت. به زور! نه اينكه همان ماليات را؛ ماليات و «قُلُق»، [١] به اصطلاح آن وقت. كه ماليات مىگرفت؛ و مأمور هم «قُلُّق» مىخواهد. و آنجا هم بايد برود، وقتى كه وارد مىشود بايد آن كسى كه به او وارد شد، كدخداى ده، چه بكند برايش؛ و چى برايش بياورد. چه مصيبتهايى مردم داشتند از دست همين كسانى كه به عنوان مأموريت چه، مأمور ماليه بود؛ چه، مأمور حكومت بود؛ هر چى بود. مأمورين هم وقتى مىرفتند مردم را عذاب مىكردند و آن طور نبود كه حضرت امير دستور مىدهد كه برويد صدا كنيد آن آدمهايى كه هستند، براى زكات صدا كنيد، بگوييد كه- به حسب روايت- كه زكاتتان را دادهايد يا ندادهايد؟ اگر گفتند دادهايم، برگرديد بياييد. و آنها هم تخلف نمىكردند. وقتى يك حكومت آن طور شد و مردم در مقابل خدا مسئول شدند و خداوند را شاهد ديدند، آنها هم تخلف نمىكردند و آنها هم مالياتى را كه بايد بدهند مىدادند؛ زكات را مىدادند؛ خمس را مىدادند.
جايگاه مقامات دولتى در اسلام
در هر صورت، عمده اين است كه همه ماها بدانيم كه مسئول هستيم پيش خداى تبارك و تعالى. و همه بدانيم كه عقل هم اقتضا مىكند به همان طورى كه اسلام دستور داده با مردم رفتار بشود. حكومتها همان طور رفتار بكنند. وقتى كه در صدر اسلام مأمورين را مىفرستادند، همان كه سردار بود، همان كه استاندار بود، امام جماعت هم بود؛ يعنى اين قدر مورد اعتماد مردم بود و مردم او را به عدالت مىشناختند كه به او اقتدا
[١] نوعى رشوه كه مردم روستاها و قصبات به مأموران دولتى مىدادند.