صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - توجه صاحبان كارخانهها به كارگران
كارگرها نظير سابق عمل نكنند. با اينها برادر و دوست باشند، و تا آن حدودى كه آنها مىخواهند- كارگرها همچو نيست كه خيلى بلندپرواز باشند؛ اينها يك زندگى مىخواهند- آقايان كارى بكنند كه يك زندگى براى اينها حاصل بشود؛ و جلوگيرى بشود از يك انفجارى كه قابل كنترل نيست. عرض كردم «انفجار»، اگر يأس از حكومت اسلامى باشد و انفجار پيدا بشود، هيچ چيز نمىتواند جلويش را بگيرد؛ به خلاف آنجايى كه انفجار حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بياورند. آن قابل كنترل است. اما اگر يك مملكتى اسلامى شد و باز بساط، همان بساط سابق باشد كه لفظْ لفظِ اسلامى، عملْ عملِ طاغوتى باشد و خداى نخواسته انفجار حاصل بشود، با اين همه تحريكاتى كه مىبينيد الآن هست، توطئههايى كه الآن هست، اگر انفجار بشود، انفجار بر ضد اسلام است. يك همچو انفجارى، انفجارى است كه از باطن يك مملكتى كه مدّعى اسلامى است پيدا شده و مأيوس از اسلام شدهاند، مأيوس از برنامههاى اسلام شدهاند؛ يك همچو انفجارى را هيچ كس نمىتواند جلويش را بگيرد. ديگران هم كه دامنمىزنند و همان مسائل را دارند طرح مىكنند كه «تغييرى نكرده است، يك اسمى تغيير كرده، آن وقت گفتيم حكومت شاهنشاهى، حالا مىگوييد جمهورى اسلامى. واقع مسائلْ همان مسائل است؛ كارگرها همان كارگرها هستند، كارمندها همان كارمندها هستند، مردم همان مردم، رباخوارها همان رباخوارها هستند، زورگوها همان زورگوها هستند». اگر در يك همچو محيطى خداى نخواسته انفجار حاصل بشود، غير از انفجارهاى ديگر است. ديگر چيزى براى كسى باقى نخواهند گذاشت؛ و لهذا بايد خود آقايان در فكر اين معنا باشند كه يك همچو چيزى نشود. و او به اين است كه شماها يك قدرى پايين تر بياييد، كارگرها را يك قدرى بالاتر ببريد. آنها نمىخواهند در عرض شما باشند؛ آنها يك زندگانى مىخواهند. شماها كه- الحمد للَّه- دارا هستيد و داراى كارخانهها هستيد و داراى كارمندان زياد هستيد، يك قدرى براى مصلحت خودتان و براى اينكه خداى ناخواسته يك وقت انفجارى نشود كه همه چيز به باد برود، همه چيز يك كشورى به باد برود، شماها يك مقدارى خودتان با دست خودتان به اينها يك كمكهايى بكنيد. يك