صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٧ - پرهيز از تفرقه و گروهگرايى
شدهاند! اظهار وجود كردهاند. گروه، گروه و لو چيزى نيستند اينها، در مقابل ملت اينها چيزى نيستند، لكن اين زنگ خطر براى اينكه آن رمز پيروزى را كه اجتماع بود- از ما بگيرند. آن وقت ما گروه گروهها را به هم پيوند داديم، ملتْ، گروهها را به هم پيوند داد، حالا در مقابل او، بعد از اينكه به اين حد رسيديد، دارد پيوندها از هم گسسته مىشود و گروه گروه مىشوند. اين كيست؟ حزب چه، اين كيست؟ حزب چه، اين كيست؟ جبهه چه، بسياريشان هم اسم اسلام رويش هست، اما غفلت از اينكه حالا تكه تكه كردن صحيح نيست؛ محله محله كردن، گروه گروه كردن، الآن صحيح نيست. ما در يك حالى الآن هستيم كه بايد اين مراحل را طى كنيم تا بتوانيم بگوييم ما حالا پيروز شدهايم. آن وقت هم بايد حفظش بكنيم. هميشه بايد حفظش بكنيم، اما حالا نيمه پيروزى است، نه پيروزى. الآن ما يك مقدار جلو رفتيم، مقدار ديگرش مانده است. اگر در اين نيمه راه كه ما هستيم غلبه كنند بر ما، ما از هم جدا بشويم. كم كم آنها از زير پيوند كنند، مثل همان فاتحى كه قلعه را فتح كرده و لشكرش رو به سستى و رو به افتراق گذاشته است و اهالى قلعهاى كه شكست خورده بودند رو به اجتماع و روى دستهبندى ... يكى بشوند، نتيجهاش اين مىشود كه بعد از چندى اين گروه فاتح، شكست خورده مىشوند و از قلعه بيرونشان مىكنند. اگر ما اين رمز را حفظ نكنيم- «ما» مقصودم همه ايران است، همه مملكت، طبقه روحانى، طبقه دانشگاهى، پاسداران، بازارى، كارمند، كارگر، دهقان، همه مكلّفيم- اگر ما نگه نداريم اين پيروزى كه براى ما پيدا شده و اين فتح عظيمى كه براى شما پيدا شده است، اگر حفظش نكنيم، در حالى كه بين راه هستيم، آنها دارند با هم مجتمع مىشوند؛ ما داريم گروه گروه مىشويم الآن بسيارى از اين منحرفينْ زيرزمينى با هم مجتمع دارند مىشوند؛ با هم پيوند مىكنند. اضافه كنيد كه دستهايى هم از خارج هست، كه آن دستها و كمكهاى خارجى هم اين مطلب را به آن دامنمىزنند، كمك مىكند. از مرزها الآن باز اشخاص وارد مىشوند، اسلحه وارد مىشود! از اين چيزها. در داخل باز اين طور روابط دارد درست مىشود. گروهها با هم مجتمع مىشوند. آنها دارند مجتمع مىشوند؛ ماها داريم متفرق مىشويم! ما خودمان را فاتح ديديم به سستى