صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٤ - تلاش براى شكست اقتدار مسلمين
چيزى كه الآن در نصرانيت هست اين است كه مردم يك دعايى بكنند و يك ذكرى بگويند و يكشنبه كليسا بروند و ديگر كارى به دولتشان نداشته باشند. چنانچه الآن هم اين دستگاه نصرانيت كارى ندارد با نفوذ اينها، اگر نگوييم دنبال آنهاست. اسلام بود كه تحرك داشت و مع الأسف ما را از اسلام جدا كرده بودند. اين قرآن كريمى كه هر كه مطالعه بكند مىبيند كه يك كتابى است كه در آن جنگها هست، تحركها هست، بر ضد اين اشخاصى كه مىخواهند مستضعفين را از بين ببرند، اين قرآن را نگذاشتند حتى ما خودمان درست مطالعه كنيم. همچو تبليغات كردند كه ما ديگر از قرآن آن استفاده را نگذاشتند بكنيم كه خودمان ببينيم چه نوشته قرآن، چى بوده است. در صدر اسلام همين قرآن بود كه مردم را تجهيز كرد، و دو امپراتورى بزرگ [١] را با يك عده معدود عربى كه اسلحه نداشتند هر چند تايشان يك شتر داشتند. هر چند تايشان يك شمشير. آن هم آن شمشيرهاى آن وقت. در مقابل يك قدرتهايى كه در آن وقت روم داشت؛ و آن قدرتهايى كه در آن وقت ايران داشت كه در جنگى كه در بين ايران و بين لشكر اسلام واقع شد، آن كتيبهشان، كه عبارت از پيشقراولها بود، شصت هزار نفر بود از آنها؛ و دنبال او هم هفتصد هزار يا هشتصد هزار از لشكر بود! يكى از سردارهاى اسلام گفت كه ما اگر بخواهيم با اينها به ميدان برويم از ما برنمىآيد. تمام لشكر اسلام سى هزار نفر بودند، يك سى هزار نفرى كه ابزار جنگى نداشتند، بلكه درست خوراك هم نداشتند، يك مردم فقيرى بودند، لكن ايمان داشتند. اين سردار گفت ما اگر بخواهيم با اينها به طرز متعارف جنگ بكنيم حريف اينها نيستيم. من سى نفر انتخاب مىكنم، و امشب با اين شصت هزار نفر مىروم جنگ مىكنم. مسلمانها گفتند آخر با سى نفر چطور مىشود؟ بالاخره قرار شد كه با شصت نفر برود، كه هر نفر مقابل هزار نفر باشد! يعنى هر نفر با يك شمشيرى آن وقت كُنْد- حالا اگر تيزش كردند. لا بد با آن بساطى كه آنها داشتند] ... [- اين شصت نفر شبيخون زدند و شصت هزار را عقب نشاندند! اين اسباب اين شد كه
[١] امپراتوريهاى بزرگ ايران و روم.