صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - سقوط امپراتورى ٢٥٠٠ ساله
پستى هست آنجا [را] خوب عمل كند. شما متوقع اين نباشيد كه همه كارها را من بكنم. من هم متوقع اين نباشم كه شما همه كارها را بكنيد. من به اين طلبگى كه دارم، اين شغل خودم را خوب اداره كنم. شما هم كه پاسبان هستيد، هر يكتان پاسبانى خودتان را خوب انجام بدهيد، اين خانمها هم كه شغل ديگرى دارند، اين شغل خودشان را خوب انجام بدهند. وزارتخانهها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند. دهقانها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند. كارگرها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند. وقتى بنا شد همه قشرها اسلامى باشند، همه فكرشان اين باشد كه يك مملكت اسلامى را اداره بكنند، يك كشور اسلامى كه حالا جمهورى اسلامى است ادارهاش بكنند، خرابيها را ترميم بكنند. ما يك قشرمان نمىتواند خرابيها را ترميم بكند. همان طور كه شما نمىتوانيد همه ايران را پاسدارى بكنيد، ما هم نمىتوانيم همه ايران را مثلًا صحيح اداره بكنيم. همه ما بايد، همه جمعيت ايران، همه ايران را [بسازند]. شما در قم هستيد، پاسدار هستيد، آن پاسدار، هر فرد، آن پاسدارى را كه مىكند خوب انجام بدهد، با صداقت انجام بدهد، با امانت انجام بدهد، براى خدا انجام بدهد، من هم كه يك طلبه هستم طلبگى خودم را همين طور، آقا هم كه آقا هستند آقايى خودشان را، و همه قشرها وقتى كه آن كارى كه دستشان هست خوب انجام بدهند، يك مملكت خوب مىشود.
سقوط امپراتورى ٢٥٠٠ ساله
مملكت عبارت از اين آب و خاك است؛ جمعيتش هم عبارت از اين ملت است؛ اين آب و خاك دستِ اين ملت است؛ اين ملت وقتى همهشان دست به هم دادند، يعنى هر كدام در آن محلى كه هست آنجا را خوب اداره بكند، باغبان توى باغ كه هست باغ را خوب اداره بكند. كشاورز هم در صحرايى كه هست كشاورزىاش را خوب اداره بكند، نخست وزير هم در نخست تخستوزيرىاش خوب اداره بكند، وزراى ديگر هم همين طور، اداره ديگر هم همين طور، پاسبان هم همين طور، همه اگر بنا شد كه يك همچو نظرى تو كار باشد و همان طورى كه همهتان با يك فرياد اللَّه اكبر كَنديد يك كوه بزرگ را و ساقط