صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١١ - سقوط امپراتورى ٢٥٠٠ ساله
كرديد يك امپراتورى ٢٥٠٠ ساله را، و اين ايمان بود كه اين كار را كرد و اين اسلام بود كه اين كار را كرد، اينجا را هم مىتوانيد.
الآن مملكت دست خودتان است. خودتان مىتوانيد ادارهاش بكنيد؛ به شرط اينكه الآن كه يك اصول [و] مسائل در دست است، يعنى قانون اساسى الآن بناست درست بشود، بايد رأى داده بشود به آن، بايد بعدش مجلس شوراى ملى درست بشود، رفراندم درست بشود.
الآن كه اين اصول در دست است، شياطين دنبال اين هستند كه هر كسى را وادار كنند كه اشكالاتى درست بكنند. به اشكالات توجهش مىدهند. مىروند پيش مثلًا دهقانها مىگويند كه ... حالا هم جمهورى اسلام شد، خوب، براى شما كارى نكردند. مثل اينكه همچو كه گفتند جمهورى اسلامى، اين خرابيها يكدفعه خودرو سبز مىكند! يا بيايند به پاسدارها بگويند خوب، حالا جمهورى اسلامى است؛ خوب، الآن اين چيزهاى مختلفى كه اينجا [ست] از اشخاص بدى كه هستند؛ انتصابات بدى كه هست؛ انتخابات بدى كه هست؛ و ... همه را متوجه كنند به يك چيزهايى كه غير آن مسئلهاى است كه الآن ما بايد دنبالش برويم. اين نظير اين مىماند كه آن روزى كه شما همه با هم داشتيد اللَّه اكبر مىگفتيد و مىخواستيد بشكنيد اين سد را. بيايند به شما بگويند كه مثلًا اداره فلان، رئيسش چه جورى است. حالا وقت اين حرف نيست. حالا وقت اين است كه ما برويم و بشكنيم. حالا هم همين است. الآن وقت اين است كه نه اين خانمها به اشكالات خودشان و داخلى خودشان توجه كنند؛ و نه شما برادرها به اشكالات خودتان و داخلى خودتان توجه كنيد؛ و نه من و نه آقا و نه ديگران. الآن تا اين اصول مستقر نشده [...] يعنى ما يك مملكتى مىخواهيم تا باشد، آن وقت بگوييم كه پاسدارش كى و ملّايش كى و بانوانش كى و چه. الآن وقت اين است كه ما مىخواهيم اين مملكت را مستقلش، آزادش، قانون اسلامش، همه چيزها درست بشود. وقتى كه تا دو- سه ماه ديگر ان شاء اللَّه اين مطلب پيش رفت، جمهورى اسلامى، يعنى رئيس جمهور هم درست شد، قانون هم تصويب شد، رفراندم هم شد، مجلس شوراى ملى هم درست شد، كه ديگر تزلزل توى كار نباشد.