یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - عدالت و حکومت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٣٥
عدل و خوب و بد ساخته قانونند و قانون فرع تشکیل اجتماع است.
صفحه ١٨:
در نظر هابز تصورات خوب و بد و عدل و ظلم قبل از تشکیل اجتماع سیاسی معنی ندارد، چه خوب و بد و داد و بیداد در اثر قانون معین میشود [١] و قانون تنها با اجتماع سیاسی به وجود میآید.
صفحه ٣٠:
پیمان بدون شمشیر کلمات بی معنی است:
قوانین طبیعت مانند عدالت، انصاف، تواضع، شفقت و- مختصر بگوییم- کردن نسبت به دیگران آنچه میل داریم نسبت به ما بکنند، در نفس خود بدون ترس از نیرویی که ما را به رعایت آنان اجبار کند، مخالف شهوات و غرایز طبیعی ماست، زیرا شهوات و غرایز ما را پیوسته به جانب بیانصافی و خودپسندی و کینه توزی و مانند آن میکشاند و پیمانها بی شمشیر کلماتی بیش نیستند و قدرت آن را ندارند که از آدمی حفاظت کنند.
٤. در کتاب قرارداد اجتماعی روسو، صفحه ٣٧ (ترجمه فارسی) میگوید:
آیا حکام برای رعیتاند یا رعیت برای حکام؟:
گرسیوس قبول ندارد که قدرت رؤسا فقط برای آسایش مرئوسین ایجاد شده است و برای اثبات نظریه خود وضعیت غلامان را شاهد میآورد و نشان میدهد که بندگان برای
[١] و قانون به عقیده هابز تابع اراده و عقیده حکمران است.