یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - عدالت اجتماعی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٧٣
این است که قبول عدالت و قبول اخلاق برای اقویا مستلزم تحمل محرومیت است، شکار به چنگ افتاده را رها کردن است، اگر ایمان نباشد از نظر آنها یک کار احمقانه است.
مثال: قوانین از قبیل قوانین معاملاتی، خرید و فروش، صلح، هبه، وکالت، گرو، اجاره و مال الاجاره، ارث، یا قوانین مدنی از قبیل حقوق و وظایف زن ومرد نسبت به یکدیگر، قوانین مربوط به اولاد و والدین و قوانین مربوط به حکومت و رعیت، قوانین قضایی، جزایی.
و اما اخلاق از قبیل تقوا، عفت، صبر و قناعت، استقامت، شکر و حق شناسی و منظور داشتن و نمک شناسی، گذشت و فداکاری، احسان و نیکوکاری، کرامت و شرافت، حمایت از صلح و آزادی، صداقت، امانت، وفا و صمیمیت.
فرقهای اخلاق با قانون:
پایه و مبنای قانون تعیین حدود و مرزها و حقوق افراد نسبت به یکدیگر است و اما پایه اخلاق سموّ و علوّ نفس و پاکی و طهارت و صفای آن است. خُلق به معنای بلوغ روحی انسان به حدی است که بدون ترس از مجازات قانونی نیز مثلًا دزدی و بیعفتی نمیکند والّا دزدی [نکردن] از ترس، اخلاق نیست. قانون را مقنّنها، مقامات صلاحیتدار دینی (قوانین دینی) و مقامات صلاحیتدار ملی (قوانین ملی) وضع میکنند، اما اخلاق در صلاحیت هر حکیم دانشمندی است. زبان قانون زبان امر و نهی است، اما زبان اخلاق زبان پند و اندرز است. تخلف از قانون مجازات بردار است، اما تخلف از اخلاق مادامی که با قانون ارتباط پیدا نکند و در حقیقت مادامی که با اجتماع ارتباط پیدا نکند مجازات ندارد. حتی مجازات ترک روزه نیز از جنبه ارتباطش با اجتماع است. اخلاق فقط تشویق بردار و ملامت بردار است، برعکس قانون که پاداش رسمی و قانونی میپذیرد و هم تخلف آن قابل مجازات است.
گفتیم که ایمان پشتوانه قانون و اخلاق است. از اینجا باتوجه به آنچه در ورقههای فلسفه نماز گفتیم معلوم میشود که نماز که تذکر عبودیت و مربوبیت است پشتوانه مقررات قانونی و اخلاقی است،