یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٥ - فکر - استقلال فکری
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤١٥
و اعتماد داشته باشد و در روحش نوعی حماسه نسبت به او وجود داشته باشد.
٢. یک جامعه همانطور که لازم است استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی داشته باشد، سیاستش دست نشانده و اقتصادش نیازمند به غیر نباشد، لازم است از لحاظ افکار و عقاید از خود عقیده و مبانی محکمی داشته باشد و عقیده خود را برتر بداند و نسبت به آن حماسه داشته باشد، غرور فکری داشته باشد و این جهت برای او مسلّم باشد که فلسفهای که او در زندگی پیروی میکند بهترین فلسفههاست.
٣. ما از شما سؤال میکنیم: آیا ایران احتیاج دارد به استقلال فکری یا احتیاج ندارد، و اگر احتیاج ندارد آیا میتواند استقلال سیاسی و اقتصادی داشته باشد یا نه؟ اگر احتیاج دارد آیا شما یک فلسفه زندگی دیگری غیر از اسلام سراغ دارید یا سراغ ندارید؟ و آیا اسلام را به شکل یک فلسفه زندگی قبول دارید یا ندارید؟
٤. وقتی که استقلال فکری نباشد یک روز پیشنهاد تغییر خط میشود، یک روز پیشنهاد تغییر لباس و یک روز یک تغییر دیگر.
تبعیت از مد و لباس و غذا خوردن و گفتن بای بای و گودبای و اسم فرنگی روی بچه گذاشتن، غذای فرنگی خوردن و لباس فرنگی پوشیدن نشانه عدم استقلال فکری است. اهمیت ندادن به شعارهای ملی و دینی و پذیرفتن شعارهای دیگران دلیل بر عدم استقلال فکری است.
٥. لازمه استقلال فکری این نیست که حقایق علمی که از ناحیه دیگران آمده نگیریم و یا تمدن خارجی را اقتباس نکنیم. علم و صنعت و دین، وطن ندارد. استقلال فکری این است که کسی که از خود فلسفهای در زندگی دارد، چرا از دیگران کورکورانه پیروی کند؟
چرا عید ژانویه را ملت ایران بیش از عید ملی و مذهبی خودشان اهمیت میدهند؟
٦. آیه ان اللَّه لایغیر ما بقوم ... تنها این نیست که تا تغییر اخلاقی و