یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - عدل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٠٧
در باب امر به معروف و نهی از منکر میگوید: عقیده سعد وقاص و ابن عمر و محمد بن کشلمه این است که فقط به قلب و زبان است و عقیده علی و عایشه! و معاویه! این است: اگر نرمی نشد باید شمشیر به کار برد «و علی هذا المبدأ ایضاً جری المعتزلة و الخوارج ... و لم تتوسع کتب الفرق فی شرح هذا الاصل للمعتزلة کما توسعت فی الاصول الاربعة الاولی ...»
١٧. داستان انقراض معتزله به دست متوکل (ضحی الاسلام جلد ٣، صفحه ١٩٨) ١٨. موضوع اتحاد و موجبات و موانع آن و تأثیر عدالت اجتماعی در اتحاد ١٩. ما در قدیم میپنداشتیم که این الفاظ مد روز است و الفاظ عوض شده. بعد فهمیدیم این خود حقیقتی است که فرد تا چه اندازه محکوم است و جامعه اصالت و حقیقت دارد و جامعه مکرر فرد نیست.
٢٠. راجع به احسان که در آیه هست، رجوع شود به ورقههای احسان و ورقههای انفاقات و ورقههای عاطفه اجتماعی.
٢١. ملکتنی عینی و انا جالس، سایر شکایتهای مردم از عدالت مولی ٢٢. تفضیل قریش بر غیر قریش و عرب بر غیر عرب و بر موالی اساس عدالت اسلامی را بهم زد.
٢٣. جملهای دارد مولی: ... ولانتخوف قارعة حتی تحل بنا.
اصحاب خودش همینطور شدند که بعد از ورود معاویه به کوفه و گفتن: «انی ما تأمّرتکم لان تصلوا» و بعد هم مسلط کردن زیاد بن ابیه فهمیدند و آن وقت به تعبیر خود مولی باکیان پیدا شدند: باک یبکی علی دنیاه و باک یبکی علی دینه.