یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧ - یادداشت عدل الهی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٩٧
یادداشت عدل الهی
رجوع شود به ضحی الاسلام جلد ٢، صفحه ١٥٤ و جلد ٣، صفحات ٤٤ ...
١. معتزله قائل به عدل بودند. ظاهر این است که علت گرایش معتزله به عدل گرایش آنها به عقل بود [١]، لهذا در توحید صفاتی قائل به عینیت ذات با صفات و یا به نیابت شدند و در توحید فعلی به عدل قائل شدند ولی به نحوی که نوعی شرک در فاعلیت پیدا شد.
لهذا عقل، عقل کلامی بود به قول فارابی در رساله عقل و معقول.
٢. مسئله معلل بودن فعل الهی به غرض و مسئله اینکه شرور به اراده خداوند نیست (لابد شامل شرور تکوینی هم میشود) و دیگر اینکه افعال عباد به هیچ وجه مخلوق خدا نیست، همه از نظریه تنزیه پیدا شده است.
٣. همچنین مسئله ایجاب فعل اصلح نیز از نظریه تنزیه پیدا شده است.
٤. آیا همان طوری که عدهای معتقدند که همه راهها به شکم منتهی میشود، نظریه عدل الهی در هر گروه طرفدار، انعکاسی از وضع اجتماعی آنهاست که در شرایط ناراحت کنندهای بسر میبرند و نظریه انکار عدل الهی نظریه برخورداران است یا نه؟ از قضا نه، زیرا معتزله که طرفدار عدل بودند در زمان خودشان تحت حمایت حکومت بودند، مأمون حامی آنها بود، و در آن وقت اشاعره که منکر عدل بودند محکوم دستگاه خلافت بودند. پس نظریه عدل الهی و
[١] بلکه ریشه این بحث را در جبر و اختیار باید جستجو کرد، یعنی اول بار آن مسئله طرح شد و معتزله به اختیار گرویدند و عدل که در متن اسلام آمده دلیل بر اختیار و جبر ضد عدل گرفته شد. درست است که این خود گرایش به عقل بود، اما بحث حجیت عقل از نظر کلام یعنی بحث حسن و قبح عقلی ظاهراً بعد پیدا شد و نوعی تعمیم درباره واقعیت قبل الحکم داشتن مناطات بود. بعد از بحث حسن و قبح عقلی بحث معلل بودن افعال باری به اغراض پیش آمد که بحث حکمت بود و رابطه داشت با معلل بودن تشریع به اغراض. بحث حسن و قبح عقلی مربوط بود به معلل بودن تشریع به اغراض و بحث معلل بودن به اغراض مربوط به تکوین بود.