یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - شک و یقین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٨٣
١٤. خلاصه:
١. معمولًا شک را شر و بد میدانند، ولی ما دو نوع شک داریم:
شکی که بیماری است مانند شک کثیرالشک و وسواسی، و شکی که مقتضای طبیعت بحّاث و کاوشگر بشر است و خداوند انسان را چون حقیقت جو آفریده است مقدمهاش تردید و تحیر است.
٢. پس شک همیشه مقتضای خبث طینت نیست، عار و ننگ نیست.
٣. بعضی شکها بر بعضی جزمها ترجیح دارد. شک کسی که به اطراف نگاه میکند، بر جزم کسی که علت عدم شک او عدم توجه به اطراف است ترجیح دارد. اینچنین کس مثل حیوان است که شک نمیکند. عدم شک حیوان فضیلت نیست.
٤. شک نوعی کفر و تمرد و عصیان است اما تمرد و عصیان مطلوب، زیرا همیشه ایمان باید با عصیان و تمرد و کفر توأم باشد.
شکی که منشأش عدم تسلیم به تقالید بیدلیل است، فضیلت است.
٥. شک بر جزم ناشی از لَختی ترجیح دارد ولی جزم فوق شک البته ترجیح دارد.
٦. شک هدف نیست، وسیله و مقدمه یقین است. غزالی میگوید: حداقل خدمت من به تو این است که تو را به شک میافکنم و شک پایه تحقیق است. شبلی شمیل میگوید: الشک اول مراتب الرشد.
٧. بعضیها علم و فلسفه خود را از شک شروع کردهاند، یعنی شک را اولین منزل دانستهاند مانند دکارت. بعضیها شک و تحیر را آخرین منزل دانستهاند و اساساً هیچ چیز را قابل یقین نمیدانند مانند همه شکاکان و اخیراً تقدیس کنندگان مقام خیام، و بعضی اساساً شک را ناشی از خبث طینت میدانند و به قول آن روضه خوان با «یا حسین» میخواهند آن را زایل کنند. ولی حقیقت این است که شک (در غیر موارد خاصی نظیر وسواسی) نه خبث طینت است و نه اولین منزل است و نه آخرین منزل است، شک ابزار سفر و محرک مسافرت