یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤ - مطالب مربوط به شک و سؤال
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٦٤
الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجساً الی رجسهم [١] شک از آن جهت که جهل و تردید است مقدس نیست، بلکه دردی که همراه آن برای صاحب درد است که عبارت است از فعالیت حس کاوشگری و احساس ناراحتی از محجوب بودن از حقیقت [مقدس است.] به عبارت دیگر دو نوع شک داریم: شکی که به معنی فاقد بودن و اختلال قوه جزم است مثل شک کثیرالشک و وسواسی، و شکی که مقتضای طبیعت بحّاث و کاوشگر و مقتضای استقلال فکر و پاره کردن رشتههای تقلید است.
٢. شک و وسوسه- البته با اختلاف مراتب- از چیزهایی است که احدی از آن خالی نیست و تا وقتی که در مرحله قلب است و به اظهار و زبان (البته نه به صورت سؤال بلکه به صورت تردید و تشکیک) در نیامده، معفوّ است و گناه شمرده نمیشود.
٣. رابطه شک و سؤال، ایضاً رابطه شک با انسانیت و اینکه حیوان شک نمیکند، زیرا استعداد درک حقایق را ندارد و از این جهت احساس محجوب بودن از حقیقت را نمیکند.
٤. آدم شاک و سائل را، چه کودک و چه بزرگ، نباید راند و با وی خشونت کرد، همان طوری که علی علیه السلام فرمود: فان الطیش لایقوم به حجج اللَّه و لا به تظهر براهین اللَّه [٢] ٥. منشأ شکها و شبههها در حقایق دینی چیست؟
الف. گرههایی که از رشتههای مختلف فکری و وهمی پیدا میشود، غالباً ریشه قیاس گرفتن دارد؛ به عبارت دیگر خوب طرح نشدن و خوب تصور نشدن اصل مسائل مربوط به خدا و معاد [٣]. در اینجا سیمهای فکری و خیالی و وهمی اتصالی پیدا میکنند و درست
[١] گاهی ریشه شک در مسائل مربوط به نبوت و امامت که پای انسانها در میان است، خبث طینت خود شک کننده است که به هر بشری سوء ظن دارد و جز احتمال دروغ و کذب و فریبکاری نمیدهد.[٢] رجوع شود به نمره ١٧.[٣] به قول دانشمندی اروپایی: خوب طرح کردن مسائل نیمی از فهم آن است.