یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦ - عدل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢١٦
است به ذی حق، نظیر کاری که خون میکند و غذا به همه بدن میرساند به شکل عادلانه. در آنجا طبیعی است، یعنی طبیعی است که مثلًا فلان قسمت بدن احتیاج به غذا دارد و بهطور طبیعی هم عادلانه اجرا میشود و اما در اجتماع حقْ طبیعی است ولی عدالت و اجرا ارادی و اختیاری. پس عدالت مرحله اجرایی حق است.
سیر بحث عدل در میان متکلمین اسلامی:
٦١. اصل عدل در میان متکلمین که بعضی عدلیه و بعضی غیرعدلیه خوانده شدند اولًا و بالذات به معنی عدل خداست که آیا عادل است یا عادل نیست؟ در عدل الهی قهراً در دو قسمت بحث شد:
یکی اینکه آیا جریان خلقت و آفرینش مطابق عدل و تابع عدل است و یا نیست و به عبارة اخری آیا عدل و ظلم تابع خلقت است و یا خلقت تابع عدل و ظلم است؟ قسمت دیگر در موضوع دستورهای دین اسلام است که آیا دستورها تابع حسن و قبح واقعی است یا حسن و قبح تابع دستورهای اسلامی است؟ وقتی که درباره حسن و قبح بحث شد قهراً این بحث به میان آمد که در اسلام دستورهای اجتماعی هم غیر از دستورهای فردی مثل شراب و دروغ و نماز و غیره هست، در اینها چطور؟ آیا بالذات حقی و ذی حقی و عدالتی که مقتضای حق است وجود دارد و شارع دستورهای خود را موافق با آنها تنظیم کرده یا حق و عدالت آن چیزی است که اسلام دستور داده، مثل اینکه حَسَن و قبیح آن چیزی است که اسلام امر کرده یا نهی کرده؟
٦٢. ممکن است کسی بگوید بحث بالا نسبت به تشریعیات صرفاً نظری است، جنبه عملی ندارد، چه خواجه علی چه علی خواجه. جواب این است که ثمرهاش در دخالت دادن و عدم دخالت دادن عقل و اجتهاد تأثیر دارد.
خطر تفکیک عقل از دین:
٦٣. از اینجا میتوان فهمید که تفکیک بین دین و عقل یعنی بین تدین و تعقل چه بر سر دین میآورد و تعقل است که راهنمای تدین است. اگر این چراغ را دور بیندازیم به خیال اینکه چراغ دین را داریم، حتی خود دین را هم از دست میدهیم. ممکن است بگویند