یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣ - فریضه علم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٣٣٣
صدمات دیگر در ناحیه جهل هست که ما توجه نداریم.
٤. رجوع شود به دفتر ٨٧، ص ٢١، علت اینکه فضلای ما از ابراز فضل و هنر خودداری میکنند.
٥. علت شیوع القاب زیاد، هیاکل مخصوص و نقاب زدنها همه جهالت است.
٦. راجع به اینکه حدیث معروف طلب العلم فریضة علی کل مسلم اختصاص به مردان دارد یا شامل زنها نیز هست، اولًا در بسیاری از نقلها در شیعه و سنی کلمه مسلمة هم قید شده، مثل آنچه در نمره ١٧ خواهد آمد از بحار از غوالی اللآلی.
و ثانیاً کلمه «مسلم» اعم است از مرد و زن و مقصود خصوص مرد نیست، همان طوری که مثلًا آنجا که میفرماید: المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده و یا آنجا که میفرماید: المسلم اخ المسلم یا میفرماید: المسلمون تتکافؤ دمائهم یا آنجا که میفرماید: من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم، اختصاص به مردان ندارد، زیرا لسان حدیث دلالت دارد که حکم مربوط به مسلم بما هو مسلم است و مناط حکم اسلامیت و دخول در حوزه اسلام است و جنسیت دخالت ندارد، و یا میگوید: هو الذی بعث فی الامیین ... که اعم است از امیین و امیات، و بعد میفرماید: یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة (رجوع شود به نمره ٢٢). و حتی اگر تعبیر به رجل نیز میبود و مثلًا اینطور تعبیر شده بود: «طلب العلم فریضة علی کل رجل» باز به اصطلاح فقها الغاء خصوصیت میشد، نظیر اینکه مثلًا از امام سؤال میکنند: ما تقول فی رجل شک فی صلوته؟ و آنگاه امام حکم او را بیان میفرماید. میگویند در اینجا عرف الغاء خصوصیت میکند و هرچند ظاهر حکم اختصاص دارد به جنسیت مخصوص، اما عرف میداند حکم مربوط به مکلف است. در ما نحن فیه، تعبیر «مسلم» دارد که در اینجا دو عنوان جمع شده: یکی عنوان مسلم بودن و یکی عنوان ذکور بودن، و عرف و لسان دلیل میفهمد که مناط این حکم اسلام است نه جنسیت. بعلاوه، لسان دلیل طوری است که ابا از