یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤ - عدل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٠٤
لشدة عدله»، دشمن طاووس آمد پرّ او. او از آن جهت میزان بود که کاملًا موزون بود، شخصیت جامع بود که گفتند: جمعت فی صفاتک الاضداد. اتفاقاً کمال از جمع و تأثیر اضداد پیدا میشود. هر اندازه که صفات متضاد بیشتری داشته باشد کاملتر و جامعتر است. هم عادل اخلاقی بود و هم عادل اجتماعی. رجوع به ورقه عدالت علی.
٩. در روح نیز مانند بدن مزاج و اعتدال هست، و نیز در روح نیز مانند ظاهر بدن جمال و تناسب هست. اگر مزاج روحی بهم بخورد مانند مزاج بدنی انحراف و بیماری پیدا میشود. اگر کسری در یک ماده یا اضافه در ماده دیگر پیدا شود تعادل مزاج بهم میخورد و آشفتگی پیدا میشود، ناهمواری و ناموزونی پیدا میشود.
١٠. در اجتماع نیز مانند روح و بدن باید تعادل برقرار باشد از لحاظ همه حقوق و مواهب و از لحاظ وظایف و حقوق و از لحاظ کار و حق، و اگر نه ناهمواری پیدا میشود. مثلًا مناصب باید علی السویه تقسیم شود برخلاف آنچه در زمان عثمان پیدا شد که میان خویشاوندان عثمان تقسیم شد. احترامات باید مساوی باشد و لهذا پیغمبر حلقه مینشست و اجازه نمیداد که جلو پایش بلند شوند، چون مخصوص او بود به تبع ایرانیان که برای رؤسای خود اینطور عمل میکردند و لهذا پیغمبر فرمود: ان اللَّه یکره من عبده ان یراه متمیزاً بین اصحابه. و لهذا تنابز به القاب جایز نیست. القاب هم که تقسیم میشود، در جامعههای منحرف غیرعادلانه توزیع میشود؛ یکی حضرت مستطاب اجلّ ارفع عمدة الچی و الچی و یکی حسن کچل و حسین کور و تقی سه کله و نقی چهارپاست. اینها همه دلیل بر ناهمواریها و پست و بلندیهاست. معنای اینکه کرامت به علم است و تقوا این است که اینها اموری است که به مسابقه گذاشته شده که در قرآن امر به مسابقه هست و در مسابقه نمره با برنده است. اما اموری که کسی با عمل و فعالیت برنده نشده نباید امتیاز داشته باشد. معنی