یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - اصل عدالت در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٥١
١٢. نظیر این بحث که در مورد حقیقت داشتن احکام و دستورات است، در مورد حقیقت داشتن و حقیقت نداشتن عالم خارج نسبت به ذهن انسان است و به عبارت دیگر همین بحثی که در اطراف حق شده در اطراف حقیقت هم شده که گروهی از فلاسفه بعد از آنکه دچار تناقضاتی در افکار و اندیشهها شدند یکباره گفتند اگر حقیقتی ماورای این افکار و اندیشهها میبود که این همه خطا و تغییر واقع نمیشد و این همه درباره اشخاص فرق نمیکرد، پس حقیقتی در افکار و ادراکات بشر وجود ندارد و هرچه هست همین افکار و اندیشهها و ساختههای ذهن است؛ ذهن ما در حقیقت سازنده حقیقت است، پس هر چیزی حقیقت نسبی است یعنی نسبت به ما حقیقت است، چون ما اینطور میاندیشیم پس نسبت به ما حقیقت است و نسبت به کسی دیگر [ممکن است] حقیقتطور دیگر باشد.
مثالها و شواهدی از خطاها و تناقضاتی که نصیب بشر میشود زدند، خطاهای بیحد و حصر حس و عقل را ذکر کردند. همینطور است نظر منکرین عدل و حسن و قبح عقلی در شرعیات و مثالهایی که در این زمینه ذکر کردهاند از قبیل اینکه اگر احکام تابع حسن واقعی و قبح واقعی بود پس چرا ... [١]
همان طوری که در جواب اهل تشکیک در فلسفه گفتهاند [که] همین پی بردن به خطا دلیل بر این است که مقیاسی کلی در کار است، در جواب اشاعره نیز باید گفت عقل نیز نسبت به حسن و قبح عقلی اگر هیچ حکمی قطع نظر از شرع نمیداشت جای این نقضها و ایرادها نبود. شما که نمیگویید که واقعاً حسن و قبحی هست ولی شارع رعایت نکرده، بلکه میگویید ذاتاً و قطع نظر از حکم شارع حسن و قبحی نیست.
١٣. عطف به نمره ٣، کلام مولی درباره عدل و جود: همان طوری که در دفتر ٩٣، مباحث اجتهاد گفتهایم کسی که چشمش جز تعظیم
[١] رجوع شود به ورقههای عدل نمره ١٥.