یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - عدل یا توازن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٢٨
دیگری دارد او نداشته باشد تا هر دو به هم محتاج بشوند و یکدیگر را جذب کنند. دو نفر مرد که هرکدام دارای کمالی باشند علیحده و هرکدام کمال دیگری را درک کند و به او محتاج باشد، بیشتر با یکدیگر انس میگیرند تا دو نفری که از هر حیث با هم مساوی هستند. دو برادر با اینکه یکدیگر را زیاد دوست دارند و به سرنوشت هم علاقه مندند، از مصاحبت و رفاقت یکدیگر آنقدر لذت نمیبرند که از مصاحبت با بیگانه لذت میبرند. سرّ مطلب همین است که دو نفر برادر دارای کالای مشابه و صفات مشابهند و دو نفر بیگانه دارای کالای مختلف و هرکدام خریدار کالای دیگری است. جهان جهانِ خرید و فروش و استمتاع اشیاء از یکدیگر است، گاهی به صورت تنازع بقا گاهی به صورت تعاون بقا.
١١. یکی از مظاهر توازن و اختلاف، تسلط جسمانی مرد بر زن و تسلط قلبی زن بر مرد است. به عبارت دیگر مرد قوّت بازو دارد و زن قوه جمال، و این هر دو از عوامل نه گانه ارسطویی سعادتند.
١٢. عدل و توازن، هم مساوی است با وحدت و ترکیب و امتزاج و انجذاب و هم با جمال و زیبایی. در نتیجه وحدت قوّت پیدا میشود. از لحاظ جمال و جذب و انجذاب، عدل روحی جمال خُلقی میآورد و عدل جسمی و توازن جسمی جمال جسمی. نمیشود با فرمول، جمال را معین کرد و یا تعلیل کرد که چرا مثلًا خوب است کمر باریک و شانه پهن و سینه جلو باشد.
١٣. عدل و توازن مثل خود جمال «یدرک و لایوصف» است.
١٤. یکی از آثار اختلاف، تنوع و تفنن و کثرت است، یکی دیگر ترکیب و جمال است. جهان چون خط و خال و چشم و ابروست ...
١٥. اینها در کتابهای خود مینویسند: گیرم در طبیعت بین زن و مرد اختلاف است، ما که نباید این اختلاف را دامن بزنیم. اینها خیال کردهاند که این اختلاف از قبیل توسری زدن طبیعت است، از قبیل این است که یکی در طبیعت شل یا کور آفریده شده است که ما باید کوتاهی و قصور طبیعت را جبران کنیم نه اینکه ما هم با طبیعت