یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - عاطفه اجتماعی - احسان، عدل، بغی ( ظلم ) یا ایثار، ادای حقوق، تجاوز به حقوق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ١٥٢
آنکه تمام زندگی ما پر است از انواع آزارها به خاطر جلب منافع شخصی و بلکه دچار سادیسم میباشیم و از نفس آزار دیگران لذت میبریم و یک نوع خبث طینت داریم. حقیقت این است که آنچه در میان ما هست چیز دیگری است. در میان ما افرادی احیاناً پیدا میشوند که دارای عواطف عالی اجتماعی میباشند و اهل فضل و ایثار میباشند و این شکاف بین افراد اجتماع ما هست که بعضی اهل تجاوزند و بعضی اهل ایثار، برخلاف غربیها که یکدست میباشند و همه اهل عدل و متوسطند. دیگر آنکه عواطفی که در میان عموم ما هست یک نوع حالتی است که نمیشود اسم آن را انسان دوستی گذاشت؛ عادتی است در ما که بیش از آنکه در آن غیردوستی دخالت داشته باشد، خودپرستی دخالت دارد که برای اینکه مثل اعراب جاهلیت صلای کرم داده باشیم در مواقعی مهمانیها و خرجها میکنیم و لهذا در همان حال بر زیردستان از زن و نوکر ظلم میکنیم. بعلاوه اینکه ما مردمی هستیم که عادت کردهایم به یکدیگر دروغ بگوییم و دروغ بشنویم. همان طوری که از گفتن دروغ لذت میبریم از شنیدن و دیدن دروغ و از تعارفهای لفظی و عملی دروغین به یکدیگر لذت میبریم. عواطف ما یک نوع تظاهرات و تعارفات دروغینی است که به آنها عادت کردهایم، نه اینکه حقیقتاً انسان دوستی و مهربانی و صفا و یکرنگی باشد. به اضافه همه اینها وضع غربیها نشان میدهد که همه افراد آنها هدف اجتماعی دارند و آن نظم و عواطف اجتماعی را به خاطر هدف اجتماعی در خود به وجود آورده و تکمیل و تربیت کردهاند ولی از خصوصیات ما مردم، بی هدفی است و اگر هم فرضاً هدفی داشته باشیم هدف فردی است نه اجتماعی.