یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤ - شخصیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٤
میمون صفتی ناشی از بیشخصیتی است [١] تقلید اول که ناشی از عصبیت است همان است که در عرب زیاد بوده و هست. شیوخ قبیله ریاست را به ارث برده و میبرند و فوق العاده مطاعند. ابن خلدون بحثهایی راجع به عصبیت عرب دارد.
یکی از این رؤسای قبایل آمد حضور رسول اکرم و عایشه در آنجا بود. گفت: من هذه الجمیلة؟ حضرت فرمود: عایشه دختر ابی بکر.
گفت: من زنان زیادی دارم، بیا با هم معاوضه کنیم. فرمود: اسلام این کار را حرام کرده است. بعد که رفت، عایشه پرسید: این کی بود؟
فرمود: احمق مطاع، و هو مع ما ترین لسید قومه.
الان هم استعمار از این عصبیت در همه جا خصوصاً در اعراب استفاده کرده و میکند. از رادیوهای عربی انسان صد بار اسم عروبه را میشنود که عصبیت است و یک بار اسم اسلام را که آیین و مسلک است [٢]. سیدالشهدا را عصبیت کشت. عصبیت یک عامل بزرگی در قتل سیدالشهدا بود. شیوخ عرب به خاطر رشوه و عامه مردم به واسطه عصبیت و تبعیت از شیوخ جمع شدند. به قول ریاشی: اما رؤساؤهم فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم و اما عامة الناس فقلوبهم معک و سیوفهم علیک.
و اما تقلید قسم دوم همان است که مردم ضعیف در مقابل مردم قوی و مبتکر در لباس، در راه رفتن و ... پیروی میکنند و دول استعماری از این خاصیت میمون صفتی آنها استفاده میکنند.
٧. یکی از مسائل مربوط به زن این است که آیا شخصیت مرد و
[١] یکی از علما در نزدیکی یکی از جنگلهای هند منزل کرده بود. یک میمون میآمد و در هر کاری از قلم تیز کردن و قلم به دوات زدن و روی کاغذ کشیدن تقلید میکرد. از طرفی آن مرد جرأت زدن نمیکرد، چون گاهی رفقاشان را خبر میکنند و اسباب زحمت میشود. یک روز این مرد قلم تراش را باز میکند و سر قلم تراش را در میان انگشتان قرار میدهد و محکم به گونه خود فشار میدهد. میمون بیچاره غافل قلم تراش را میگیرد و در گونه خود فشار میدهد و خون جاری میشود.
دیگر گرد این مرد نچرخید.
[٢] سؤال و جوابی میان ما و شیخ سالم عطیة در مدینه شد راجع به عروبت.