یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - عدالت اجتماعی در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٥٥
اساسی هم هست و آن اینکه پیکر میدان آزاد مسابقه عمل نیست، اعضا اراده مستقل و عقل ندارند، قدرت تخطی و تجاوز به حقوق یکدیگر ندارند، اما اجتماع از این نظر با پیکر متفاوت است.
٥. گفتیم که اسلام عدالت را به معنی ایجاد امکانات مساوی قانونی و اجرای قانون بهطور مساوی میپذیرد. حالا باید ببینیم اسلام در این زمینه چه گامهایی برداشته است. اولًا در اسلام هیچ گونه اثری از تبعیض در وضع قوانین دیده نمیشود. ثانیاً با چیزهایی که به عنوان مانع قانونی یا شبه قانونی یعنی عادت در اجتماع بود، اقدامات قانونی و اقدامات عملی وسیعی کرد.
اسلام حقوق اجتماعی یعنی مالکیت، آزادی، تعلم و تحصیل، اکتساب هنر و صنعت، اشغال مقامات اجتماعی و نظامی را برای همه علی السویه قرار داده است؛ مانند اجتماعات اریستوکراسی نیست که از این لحاظها تبعیض قائل شود. اسلام کار و خدمت به اجتماع را وظیفه تمام افراد دانسته است. پیغمبر و امامها کار میکردند: ملعون من القی کلّه علی الناس. مجازاتها را برای همه علی السویه قرار داده است. مردم را از لحاظ حقوق قضایی علی السویه قرار داده است (داستان جبلة بن الایهم. داستان پسر عمرو عاص و جمله عمر: متی استعبدتم الناس و قد ولدنهم امهاتهم احراراً). اسلام از لحاظ مناصب دینی، یعنی مقام افتاء و قضاء و امارت و پیشنمازی و فرماندهی و صفوف اول و آخر جماعت امتیازی قائل نیست مگر از نظر فضیلت یعنی علم و تقوا و مجاهدت و عمل و لیاقت ذاتی.
مظاهر عدم تبعیض در اسلام:
اسلام تصور و توهم امتیاز نژادی که در اعراب نسبت به غیر اعراب و در قریش نسبت به غیر قریش و در سفیدها نسبت به سیاهها بود، هم قانوناً و هم عملًا از بین برد. اسلام گفت العربیة لسان ناطق، فکر زبان و ملیت را از میان برد، فاصله عبد و غیر عبد و حتی مرد و زن را در غیر آن جهت که طبیعی بود از میان برد.
مظالم گاهی به صورت یک سلسله موانع و شرایط قانونی جلوه میکند و رنگ ظلم بودن را از دست میدهد، و گاهی به صورت علنی