یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٥ - سؤال از عالم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٣٦٥
همه چیزها که در عالم است تو دانی؟ بزرجمهر گفت: من ندانمای خدایگان جهان. خسرو از آن سخن طیره شد و از رسول خجل گشت. پرسید که پس همه چیز که داند؟ بزرجمهر گفت: همه چیز همگنان کذا (همگان) دانند و همگان هنوز از مادر نزادهاند.
در همان شماره مثالهایی در این باب درباره اشتقاق سازیهایی که قدیم برای اسماء اشخاص یا اماکن میکردهاند، با مدرک نقل میکند که خالی از لطف نیست.
سؤال از عالم
سؤال و تکدی مال حرام است و سؤال و تکدی علم واجب است. تکدی و خضوع و تواضع به خاطر مال، ذلت است چون خضوع در برابر طمع است ولی سؤال و تکدی و تواضع در راه تعلم، مستحسن است چون خضوع در برابر حس حقیقت جویی است. اکرام الغنی لغناه مذموم است ولی اکرام العالم لعلمه ممدوح و مستحسن است.
علم را باید سؤال کرد از هرکه باشد و در هرجا باشد و به هر مقدار باشد. علم مقداری که ارزش نداشته باشد، ندارد و حال آنکه در مال مقادیری که مالیت ندارد وجود دارد. علم جا و مکان هم ندارد. قطب الدین شیرازی در صف جنگ از خواجه، و مرد عرب در گیراگیر صفین از علی سؤال علمی کرد. میگویند عباس دوس به دامادش وصیت کرد که گدایی را از دست نده از هرکه باشد و هرجا باشد و هرچه باشد. روزی اتفاق افتاد که در محل تنظیف از پشت دیوار مقداری داروی نظافت خواست و اتفاقاً آن کس که پشت دیوار بود خود عباس دوس بود. عباس گفت: تا حالا کسی در حمام هم گدایی کرده است؟ گفت: هرجا باشد. گفت: آخر تنویر هم کسی