یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - علم - تعریف، حدود، فرق علم و فلسفه و دین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٣٢٧
«به چه علت؟» است و در علوم ریاضی به معنی «به چه دلیل؟». پیشامدی رخ میدهد، مثلًا باران میآید.
علم به همه چراها نمیتواند پاسخ گوید:
میپرسیم:
چرا؟ (اینجا یعنی به چه علت؟) پاسخ این است که مثلًا بخار آب به قدر کافی در فضا جمع شده و درجه گرمای هوا چنین و چنان است. از دل این پاسخ پرسش دیگر برمیخیزد: چرا بخار آب در فضا جمع شد؟ پاسخش این است مثلًا که خورشید به سطح آبهای زمین تابیده. چرا خورشید به زمین میتابد؟
زیرا اتمهایی در سطح خورشید پیوسته منفجر میشوند و به انرژی نوری و گرمایی تبدیل میشوند. انرژی چیست؟ اینجا دیگر زنجیر پرسشها و پاسخها با نمیدانم باید بریده شود. گیرم فیزیک به این پرسش هم پاسخ بدهد، باز از بطن و متن آن پاسخ پرسش دیگری سرچشمه خواهد گرفت ... از این حقیقت که امروز علم فلان نمود فیزیکی را نمیشناسد، نمیتوانید نتیجه بگیرید که علم هرگز و هیچ گاه از عهده پاسخ گفتن بر نخواهد آمد. بسا چیزها که علم، امروز نمیداند و فردا میداند [١]. از اینها گذشته، بحث ما تا اینجا درباره شکست پذیری بنیادهای علم، یک بحث نظری بود.
ارزش نظری و ارزش عملی علم:
اما آنچه ارزشهای راستین را تعیین میکند همیشه عمل است و ما میبینیم که در عمل، علم انسان را روز به روز پیشتر برده. علم انسان را به جایی رسانده که انسان معاصر با دقیق ترین محاسبهها و با محاسبههای واقعاً شگفتانگیز موشک را از فلان نقطه زمین پرتاب میکند و موشک درست مطابق با پیش بینیهای انسان در سر ساعت معین در فلان نقطه معین از ماه مینشیند. یعنی تنها از نظر منطقی و در بحثهای نظری است که بنیادهای علم شک پذیر است اما آنچه یقینی بودن
[١] عجبا سخن درباره آغاز و پایان است. با بیانی که خود نویسنده کرد، محال است علم به آغاز و پایان پاسخ بدهد. پس پای علم در جهان بینی بخشیدن لنگ است.