یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - شک و یقین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٧٩
بالطبیعه شک میکند، باید متوجه یک اصل دیگر هم باشد و آن روحیه شتابزدگی است که در طبیعت بشر هست: خلق الانسان من عجل. و کان الانسان عجولًا. دکارت هم یکی از اصول چهارگانه منطقش پرهیز از شتابزدگی است. بشر شاک در اثر حالت شتابزدگی، مرز شک را حفظ نمیکند و به وادی انکار که نوعی جزم است گام مینهد. خطر بزرگ همین است. همین شتابزدگی همواره «میدانم که نیست» را به جای «نمیدانم» میگذارد. قرآن کریم میفرماید همواره چنین است که انکار منکرین مبنی بر علمی نیست بلکه ظن و گمان و تخمین را به جای جزم و یقین به کار میبرند: و قالوا ما هی الّا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا الّا الدهر و ما لهم بذلک من علم ان هم الّا یظنون. و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل اللَّه ان یتبعون الّا الظن و ان هم الّا یخرصون. بل ادارک علمهم فی الاخرة. ایضاً آیات سوره مبارکه نجم. ایضاً: یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون.
این را هم باید دانست که بعضی خیال میکنند که انکار دلیل نمیخواهد، در صورتی که انکار هم دلیل میخواهد و آنها یک امر قضایی را با یک امر فلسفی اشتباه کردهاند. در گفتار «انکارهای بیجا» [١] در این باره بحث کردهایم، رجوع شود.
٨. حدیثی از بصائرالدرجات و سخنی از بوعلی در این زمینه هست. برای این حدیث رجوع شود به ورقه علم و یقین- تصدیق و تکذیب باید مبنای علمی و قطعی داشته باشد، و برای کلام بوعلی رجوع شود به ورقه انکارهای بیجا.
٩. عطف به نمره ٢ گفتیم دو نوع شک داریم: شکی که وسواس است و شکی که عطش و تشنگی و اعلام حاجت طبیعت است. شاید آنچه در سوره مبارکه قل اعوذ برب الناس آمده است همان وسوسههای قسم اول باشد [٢] و اما آنچه در حدیث وارد شده که
[١] [در کتاب بیست گفتار][٢] برای این قسمت رجوع شود به سفینة البحار ماده «بلس» و «شطن» و «وسوس».