یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - عدل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢١٧
آنها چه جور مردمی بودند، مگر یک جو عقل نداشتند؟ جواب این است که در بشر حسی و خضوعی نسبت به دین هست که در همین خضوع آنقدر افراط میکند که از خود دین هم خارج میشود، خضوعی است که خود دین هم نمیپسندد و او را مردود شمرده. لهذا در ادبیات دینی فرازهایی که دال بر تحقیر عقل است (و حال آنکه تحقیر عقل یعنی تحقیر خود) زیاد دیده میشود. به هر حال این خود یک حسی است، ترس است از اینکه شاید اگر به عقل خودم جلو بروم دینم از دستم برود، عقل را عقب میزند و از خود دین هم میماند.
خود مولی شهید شد به واسطه جدایی تعقل از تدین، والّا عقل به حکم حدیث معروفِ آدم از دین جدا نیست؛ شهید جهالت و تعصب شد. درست است که شهید عدالت بود، اما در اثر حوادث اولیه عدالت که جنگ جمل و صفین باشد، گروهی در اثر تعصب و جهالت یاغی شدند و وسیله به دست پولدارها شدند، مثلًا اشعث بن قیس عبدالرحمن مرادی را وسیله قرار داد و معاویه اشعث را. به قول ابن ابی الحدید ببینید تعصب و جهالت و عقده چه میکند که شب نوزده ماه رمضان که شب مبارکی است، برای کشتن مولی و معاویه و عمرو عاص انتخاب میشود که اجر و ثواب باشد و وقتی که ضربت بر فرق مولی وارد شد در آن تاریکی مسجد برقی به چشمها خورد که همان برق شمشیر بود و فریادی شنیده شد که گفت: لاحکم الّا للَّه.
پس علی تحت این شعار کشته شد.
از اینجا ارزش سخن امام که دو حجت است: حجت باطن و حجت ظاهر، معلوم میشود و معلوم میشود ما باید دو ایمان داشته باشیم: ایمان به عقل و ایمان به پیغمبر.
٦٤. در اول کار، مزاحم علی عدالت اجتماعی خودش بود (و قتل فی محرابه لشدة عدله) یا حرص و آز دنیا طلبان و در آخر کار جهالت و تعصب خوارج.
٦٥. به تعبیر دیگر باید گفت عدل مبنایی دارد و آثاری. مبنای