یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٢ - کتابخانه اسکندریه - شبلی نعمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٦٢
١١. مثل اینکه تنها ابوالفرج یهودی الاصل است که آن را به صورت یک داستان نقل کرده است.
١٢. احتمال الحاق به کتاب ابوالفرج (ص ٣٧) ١٣. در نسخه سریانی که مفصل است نبوده و در نسخه عربی که خلاصه است و معلوم نیست که به قلم خود ابوالفرج است و یا دیگری، هست!! و عمده این است که مردی به نام پوکوک این خلاصه را نشر داده است که به قول شبلی نعمان (ص ٣٨) از اشخاصی [است] که در نشر چیزهایی بر ضد مسلمانان دست داشته است. پوکوک چنانکه در صفحه ١٥ آمده است پروفسور کالج آکسفورد بوده و نسخه عربی را به لاتینی ترجمه کرده است.
١٤. اینکه عبداللطیف و مقریزی گفتهاند «قد یقال» معنیاش این است که ما شهادت نمیدهیم و تصدیق نمیکنیم بلکه میگوییم چنین حرفی هم گفته شده است، پس ما اعتماد نمیکنیم.
١٥. این عبداللطیف طبیب بوده نه مورخ، که یادداشتهایی نوشته است و شرح حالش در طبقات الاطباء ابن ابی اصیبعه آمده است (ص ٣٩). مثل این است که بگوییم چون بوعلی سینا گفته اسکندر همان ذوالقرنین است پس قطعاً چنین است.
حاج خلیفه نیز مورخ نبوده، کتاب شناس و فهرست نگار بوده است.
١٦. نام مورخین عمومی اصیل (ص ٤٢ ...)
١٧. نام مورخین مصر (ص ٤٣) ١٨. ابن ابی اصبعه در طبقات الاطباء و ابن الندیم در الفهرست شرح حال یحیی نحوی را نوشته و اسمی از این واقعه نبردهاند.
الفهرست ملاقات یحیی و عمرو را نوشته است و اسمی از این حادثه نبرده است. (ص ٤٦) ١٩. مورخین مسیحی اسکندریه چرا ننوشتهاند؟ (ص ٤٧) ٢٠. گواهی رنان بر اینکه کتابخانه قبلًا از بین رفته بوده است (ص ٤٩)