یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - عبادت و دعا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ١٨٩
تمرکز ذهن و توجه به سوی خدا باشد، یعنی همان اندازه روح دارد و مؤثر است که چنین باشد. علت و سبب نافله، جبران ترک حضور قلب است.
مرحله چهارم این است که روح انسان نوعی استقلال از استخدام بدن پیدا میکند و در همان حالی که بدن به او تعلق دارد یعنی موت طبیعی پیدا نشده است، روح استقلال پیدا میکند. این همان حالتی است که از آن به انخلاع یا خلع بدن تعبیر میکنند. یکی از حکما گفته است: ما حکیم را حکیم نمیدانیم مگر آنکه به این مرحله رسیده باشد. میرداماد که در عین حال که حکیم است سالک است، میگوید: ما حکیم را حکیم نمیدانیم مگر اینکه این حالت برای او ملکه شده باشد.
مرحله پنجم این است که بدن تابع فرمان روح میشود، به طوری که به اراده خود میتواند قلب یا ریه را متوقف کند، بیماری را از او راهی کند و هم میتواند طی الارض نماید.
این پنج مرحله مراحل تسلط و ربوبیت بر خود است.
مرحله ششم این است که تسلط بر جهان و تکوین پیدا میکند که در حدیث است:
لایزال العبد یتقرب الی بالنوافل حتی اذا احببته، فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و یده الذی یبطش بها.
کرامتها و اعجازها مربوط به این مرحله است.
٢. در باب عبادت و عبودیت مسائل ذیل باید طرح شود:
الف. معنی قرب که در حدیث بالا آمده است که آیا مفهومی مجازی است یا حقیقی؟ البته حقیقی است و اثر این نزدیکی به کانون لایتناهی هستی مزید علم و قدرت و حیات و اراده است، بلکه این