یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧ - شک و یقین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٧٧
حرکت کنند آبی تهیه کنند و بخورند ندارند. داستان تنبلهای شاه عباس.
٣. گفتیم که شک از آن جهت که مقدمه طلب و جستجوی علمی است و مقدمه حرکت به سوی یقین است مقدس است، نوعی احساس عطش است، البته کمال و مقدس است. باید توجه داشت که اهل یقین همواره وادی شک و تحیر را طی کردهاند. داستانها از اهل یقین هست که در ابتدا دچار شک و تردید بودهاند، مثل داستان غزالی. از مقدمه اسفار نوعی تحیر در ابتدای امر از صدر المتألهین ظاهر میشود. از همه بالاتر اینکه خداوند درباره سرسلسله اهل یقین میفرماید: ا لم یجدک یتیماً فاوی. و وجدک ضالًا فهدی. و وجدک عائلًا فاغنی. مسلماً رسول اکرم مدتی از عمر خود را که در خلوت بسر میبرد، به تأمل میگذراند و تأمل شأن یک شخص متجسس و متحیر و محقق و کاوشگر است و همان بود که دنبال خود هدایت را آورد.
شکیات فلسفه:
٤. شکیات فلسفه از شکیات فقه مهمتر است. شکیات فقه قسمتی جزئی از فقه است ولی شکیات فلسفه مکتبها را از هم جدا میکند.
٥. برخی فلاسفه مطلقاً طرفدار شک میباشند و برخی دیگر که به یقین رسیدهاند، فلسفه خود را از شک آغاز کردهاند. ما هم گفتیم که شک مقدمه یقین است و سائق حقیقت است و محرک و مهیج روح بشر است، ولی اینجا یک مطلب هست در جواب آنها که میگویند در همه چیز شک میکنیم و یقین را مطلقاً طرد میکنند و بشر مفکر را موجود شکی میدانند، و آن اینکه بشر قبل از آنکه موجود شکی باشد موجود جزمی است، زیرا حداقل این است که خود شک خود را مییابد یعنی خود شک را جزماً مییابد، در خودِ شک شک ندارد، پس بشر قبل از آنکه شکی باشد جزمی است. دیگر اینکه جزمیونی هستند که گفتیم فلسفه خود را از شک آغاز میکنند، مانند دکارت. اینها برخلاف شکاکان که در همه چیز شک میکنند معتقدند خود شک مقدمه یقین است؛ یعنی از شک، ما به یقین