راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢١ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
ناخشنوديمي جواب داد: چون شما خانه آخرتتان را خراب كردهايد و دنيا را آباد ساختهايد از اين رو نمىخواهيد كه از جاى آباد به جاى خراب منتقل شويد، گفت: اى ابو حازم ورود به درگاه خدا چگونه استي جواب داد: اما نيكو كار مثل مسافرى است كه به نزد خانوادهاش بر مىگردد و امّا بدكار مانند بنده گريختهاى است كه بر مولايش وارد مىشود. سليمان با شنيدن اين سخنان گريه كرد و گفت: نمىدانم وضع من، در نزد خدا چگونه استي ابو حازم گفت: خودت را بر كتاب خداى عزّ و جلّ عرضه كن آنجا كه مىفرمايد: إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ.«٣٧» سليمان گفت: پس رحمت خدا كجا مىرودي جواب داد: به نيكو كاران نزديك است آنگاه سليمان پرسيد:
ابو حازم! كدام بنده خدا گرامىتر استي گفت: اهل مروّت و تقوا پرسيد: كدام عمل از همه اعمال بالاتر استي جواب داد: اداى واجبات با اجتناب از محرّمات، پرسيد: كدام دعا مسموعتر استي گفت: سخن حق در نزد كسى كه از او مىترسى و در عين حال اميدوارى گفت: كدام يك از مؤمنان هوشيارترندي جواب داد: مردى كه به دستور خدا عمل كند و مردم را به طاعت خدا بخواند پرسيد: كدام مؤمن از همه زيانكارتر استي
جواب داد: مردى كه به خاطر برادرش كه ستمگر است مرتكب گناه شود، از اين رو آخرتش را به دنياى ديگرى فروخته است. سليمان گفت: درباره كار ما چه مىگويىي
ابو حازم گفت: اگر ممكن است مرا عفو كنيدي گفت: ممكن نيست ولى نصيحتى ما را بكنيد، ابو حازم گفت: يا امير المؤمنين پدران تو با شمشيرها بر مردم مسلّط شدند و به زور، بدون مشورت با مسلمانان زمام امور را به دست گرفتند، حتى افراد زيادى را به قتل رساندند و آنها از دنيا رفتند، پس اگر آنچه را آنها گفتند و آنچه را مردم به ايشان گفتند، درك مىكردى كافى بود. مردى از اهل مجلس رو به ابو حازم كرد و گفت: بد حرفى زدى! ابو حازم گفت: خداى تعالى از دانشمندان پيمان گرفته است تا حقيقت را براى مردم بيان كنند و پوشيده ندارند. سليمان گفت: چگونه ما اين فساد را اصلاح كنيمي
[٣٧] انفطار / ١٣ و ١٤: مسلماً نيکان در نعمت فراواني هستند و بدکاران در دوزخند.