راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٥ - باب دوّم در مراتب شبهات و منشأ پيدايش آنها و تميز آنها از حلال و حرام
هر روز براى يك مرد درشت هيكل كمتر از حد كفايت است و بيش از سه رطل زايد بر حد كفايت، و ما بين اين دو، حدّ مشخصى ندارد. پس بايد شخص پرهيزكار آنچه را ترديد دارد به آنچه ترديد ندارد واگذارد، و اين قاعده در هر حكمى كه مربوط به سببى باشد كه آن سبب به وسيله لفظى شناخته شود، جريان دارد، زيرا عرب و ساير اهل زبانها معانى لغتها را محدود به حدودى نكردهاند كه اطراف آن را از معناى مقابل جدا سازد، مانند لفظ عدد شش نيست كه شامل اعداد پايينتر و بالاتر از خود نمىشود و نيز ساير الفاظ حساب و اندازهها، امّا الفاظ لغوى چنين نيست. از اين رو هيچ لفظى در قرآن و سنّت رسول الله (ص) وجود ندارد، كه شك و ترديد به حد وسطها در مفاهيم و مقتضيات آنها راه نداشته باشد و اين شك و ترديد بين طرفهاى مقابل قرار مىگيرد.
بنابراين نياز به اين فن در وصايا و اوقاف زياد است، و اين موارد مشابه از نشانههاى متفاوت نشأت مىگيرد كه اين نشانهها به دو طرف متقابل جذب مىشوند و از تمام اين موارد شبهه بايد اجتناب كرد تا وقتى كه طرف حليّت- به دلالتى كه باعث ظن غالب شود و يا به دليل استصحاب به موجب فرمايش پيامبر (ص) «آنچه را ترديد دارى به آنچه ترديد ندارى واگذار» و به موجب ساير ادّلهاى كه ذكر آنها گذشت- رجحان نيافته باشد. اين بود منشأ شبههها كه بعضى شديدتر از بعضى هستند و اگر چند شبهه مختلف پشت سر هم بر يك چيز وارد شود، امر دشوارتر مىشود.
اين بود مراتبى كه ما به طريقه وقوف بر آنها آشنا شديم و در توان بشر حد و حصر آنها نمىگنجد. بنابراين هر چه از اين شرح و تفصيل روشن شد بايد به آن عمل و آنچه مشتبه بود بايد از آن اجتناب كرد زيرا گناه به تدريج دلها را تصرّف مىكند.«٣٥»
[٣٥] جزري در ماده «حوز» ميگويد: در حديث ابن مسعود آ»ده است: الاثم حوّاز القلوب، شمر نيز اين چنين با تشديد و او روايت کرده، از حاز، يحوز، يعني دلها را جمع ميکند و بر آنها مسلّط ميشود و مشهور به تشديد زاء است. و در مادّه «حَزَّزَ» ميگويد: و حديث ابن مسعود «الاثم حواز القلوب» به تشديد زاء از آن ماده است، آنها امولي هستند مؤثر در دلها چنان که بريدگي در چيزي مؤثر ميشود، و آن چيزي است که