راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٩ - فايده اوّل- فرزند هدف اصلى ازدواج است
هستند. گناهان با اينكه ناپسندند اراده مىشوند ولى طاعات هم اراده مىشوند و هم محبوب و پسنديدهاند. امّا درباره كفر و شرّ نمىگوييم پسنديده و مورد علاقهاند بلكه اراده مىشوند، خداى تعالى فرموده است: وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ«٣٢» چگونه ممكن است فنا نسبت به محبّت و كراهت خدا با بقا همسان باشد، در حالى كه حق تعالى مىفرمايد: «در هيچ چيز مردّد نشدم، آن چنانكه در قبض روح بنده مؤمنم مردد شدم در حالى كه او از مرگ ناراضى بود و من ناراحتى او را نمىخواستم و از طرفى مرگ براى او حتمى بود.»«٣٣» اين حديث قدسى اشاره به اين مطلب دارد كه اراده و تقديرى كه در آيه شريفه: نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ«٣٤» و همچنين در قول خداى تعالى: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ«٣٥» آمده، در علم خدا گذشته است، و بين اين دو مطلب كه يك جا مىفرمايد «ما مرگ را بين شما مقدر ساختيم» و در جايى مىگويد:
«ما ناراحتى بنده مؤمن را نمىخواهيم» تعارضى وجود ندارد. با اين همه بيان حقيقت مطلب ايجاب مىكند تا معناى اراده، محبت و كراهت و حقايق آنها را بررسى كنيم، زيرا آنچه آدمى از اين واژهها درك مىكند امورى است كه با اراده و محبت و كراهت در مورد مخلوق متناسب است در صورتى كه در مورد خالق فاصله زيادى بين آنها وجود دارد. ميان صفات خداوند و صفات مخلوق همان قدر فاصله است كه ذات خدا با ذات بندگان فاصله دارد، و همان طورى كه ذات مخلوق از جوهر و عرض تركيب يافته و ذات خدا منزّه از آنهاست و آنچه نه جوهر است و نه عرض، تناسبى با جوهر و عرض ندارد، صفات خداى تعالى نيز با صفات مخلوق تناسبى ندارد. اين حقايق جزو علم مكاشفهاند كه ماوراى آن سرّ قدر است و خداى متعال خود مانع افشاى آن مىباشد.
بنابراين ما عنان گفتار را بايد بكشيم و به تفاوت بين اقدام به ازدواج و خوددارى از آن
«٣٢» زمر / ٧: خداوند كفر و شرك را از بندگانش نمى پسندد
«٣٣» كافى ج ٢ ص ٢٤٦
«٣٤» واقعه / ٦٠: ما مرگ را بر همگان (با اختلاف سن ) مقدر ساختيم
«٣٥» ملك / ٢: خدايى ك مرگ و زندگى را آفريد