راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٢ - بيان خشم و كين در راه خدا
مىشود، شايسته است داراى پنج خصلت باشد: عاقل و خوش اخلاق باشد، فاسق، بدعت گزار، و حريص بر دنيا نباشد.
اما عقل، در حقيقت سرمايه و اصل است و در رفاقت با نادان هيچ خيرى نيست و سرانجام آن هر چند طولانى باشد جدايى و تنهايى است.
على (ع) مىفرمايد: با دوست نادان رفاقت مكن، زنهار دورى كن از او! زيرا چه بسا فرد نادانى كه در رفاقت با خود، فرد دانايى را به پستى كشانده است. شخص را با كسى كه معاشرت دارد، مقايسه مىكنند. هر چيزى را با چيزى امكان سنجش و مقايسه است. و دل هم در وقت ديدار به دل راه دارد.
چگونه چنين نباشد در حالى كه گاهى نادان مىخواهد به تو سود رساند و كمك كند ولى چون نمىفهمد، ضرر مىرساند.
از اين روست كه شاعر گويد: براستى كه من از دشمن دانا در امانم، امّا از دوست نادان بيمناكم زيرا عقل يك فن است و راه و روش آن را مىدانم و مراقبم، امّا ديوانگى انواع و اقسامى دارد.
از اين رو گفتهاند: بريدن از نادان باعث نزديكى به خداى تعالى است. بعضى گفتهاند: نگاه كردن به چهره نادان گناه مسلّم است. مقصود ما از عاقل، كسى است كه كارها را همان گونه كه هست يا خود مىفهمد و يا وقتى كه به وى بياموزند و بفهمانند، درك مىكند.
مىگويم: در كتاب كافى از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: «امير المؤمنين (ع) گويد: باكى نيست بر تو كه با شخص عاقل همنشين شوى اگر چه كرم و بخشندگى او را نپسندى، از عقل او بهرهمند شو، امّا از اخلاق بدش دورى كن و هيچ گاه همنشينى با شخص كريم را از دست مده، اگر چه از عقل او سودى نبرى ولى با خرد خود از كرم و بخشش او سود ببر. و هر چه مىتوانى از همنشينى با آدم فرومايه و بىخرد دورى