راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٠ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
نقل كردهاند در مكه زنى بود كه مردم را مىخنداند و در مدينه هم زن ديگرى بود با همين ويژگى. زن مكيّه مهمان زن مدنيّه شد و نزد عايشه رفت و او را خنداند. عايشه پرسيد: به كجا وارد شدهاىي زن جريان را گفت، عايشه گفت: خدا و پيامبرش راست گفتهاند. من از پيامبر (ص) شنيدم كه مىفرمود: «الأرواح جنود مجندة ...».«٥٥»
حق مطلب آن است كه مشاهده و تجربه گواهى مىدهند كه همدمى بهنگام نشانه تناسب است و تناسب در طبيعتها و خلق و خوها، چه در باطن و چه در ظاهر امر قابل فهمى است. اما اطلاع از عواملى كه باعث اين مناسبت مىشود از قدرت بشر خارج است و آخرين درجه هذيان گفتن منجّم آن است كه بگويد: هر گاه طالع كسى در ٦ ١ يا ٣ ١ زوايه طالع ديگرى قرار گيرد، نظر بر موافقت و دوستى است و اقتضاى هماهنگى و دوستى دارد و هر گاه طالع كسى در مقابل طالع ديگرى و يا در درجه ٤ ١ آن قرار گيرد مقتضى دشمنى و عداوت است، و اگر در مجارى سنّت الهى در آفرينش آسمانها و زمين چنين چيزى درست باشد، اشكال آن بيش از اشكال در اصل تناسب خواهد بود. پس كنجكاوى در چيزهايى كه راز آنها براى بشر آشكار نشده، بىمعنى است، و فقط اندكى از علم را به ما دادهاند، و براى تصديق اين مطلب آزمايش و مشاهده كفايت مىكند و خبر ذيل درباره آن وارد شده است كه پيامبر (ص) مىفرمايد: «اگر مؤمنى وارد مجلسى شود، كه در آن صد تن منافق و يك تن مؤمن باشد (تازه وارد) مؤمن خواهد آمد تا كنار آن مؤمن بنشيند.»«٥٦»
اين حديث دليل آن است كه طبعا هر چيزى به شبيه خود جذب مىشود، هر چند
[٥٥] اين حديث را ابويعلي از حديث عمرة دختر عبدالرحمن نقل کرده و رجال آن نيز صحيح است و در کشف الخفاء و مزيل الألباس عما اشتهر من الاحاديث علي ألسنة النّاس، مطالب زيادي راجع به اين حديث آمده است؛ به مجمع الزوائد، ج ٨، ص ٨٨ مراجعه کنيد.
[٥٦]- اين حديث را بيهقي مستند به ابن مسعود (بدون ذکر رجال) در شعب الايمان نقل کرده و صاحب الفردوس از حديث معاذ روايت کرده است ولي پسرش – چنان که در المغني آمده است – آن را در المسند نياورده است.