راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٨ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
از آن حضرت است كه فرمود: «هر كس دوستى و دشمنىاش در راه دين و بر اساس دين نباشد، دين ندارد.»«٥١»
بيان معناى برادرى در راه خدا و تشخيص آن از برادرى به خاطر دنيا
غزالى گويد: بدان كه دوستى و دشمنى در راه خدا پيچيده است و با بيانى كه خواهيم كرد واضح و آشكار خواهد شد. توضيح مطلب از اين قرار است كه دوستى و مصاحبت دو نوع است: گاهى اتّفاقى پيش مىآيد، مانند دوستى به علّت همسايگى، هم مكتب يا هم مدرسه بودن يا در بازار و يا در دستگاه سلطنتى و يا در مسافرتها و گاهى منشأ دوستى اختيار و قصد انسان است، و اين مورد است كه ما در صدد بيان آنيم. اخوّت دينى ناگزير جزو اين بخش است، چون اجر و ثواب، فقط براى افعال اختيارى است و به افعال غير اختيارى تكليف نكردهاند. مصاحبت عبارت است از همنشينى و آمد و رفت و گفتگو و اينها امورى است كه انسان براى آنها آهنگ كسى را نمىكند مگر وقتى كه او را دوست بدارد، زيرا انسان از كسى كه دوست ندارد دورى مىكند و با او آمد و رفت نمىكند و كسى را كه دوست مىدارد يا خود او را دوست دارد- نه آن كه به وسيله او به محبوبى برسد و مقصودى جز او داشته باشد- و يا آن كه بدان وسيله به مقصودى مىرسد كه آن مقصود يا محدود به دنيا و لذّتهاى دنيوى است و يا متعلّق به آخرت است و يا به خداى تعالى مربوط مىشود، پس جمعا چهار قسم است.
اما قسم اوّل: يعنى دوست داشتن انسانى به خاطر خودش.
چنين چيزى امكان پذير است، يعنى به ذات خود بدين معنى محبوبيت دارد كه تو از ديدن او و همراهى او و مشاهده اخلاقش لذّت مىبرى، چون خوشايند تو است. هر شئى زيبايى براى كسى كه زيبايى آن را دريافته لذّت بخش است و هر كار لذّتبخشى دوستداشتنى است و لذت تابع خوش داشتن است و خوش داشتن تابع مناسبت و سازش و هماهنگى ميان طبايع است وانگهى اين مورد خوشايند يا اين كه صورت ظاهرى، يعنى خوش سيمايى است و
[٥١] کافي، ج ٢، ص ١٢٧، شماره ١٥.