راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٥ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
آن مال شود و سوگند هم براى انكارش نخورد و مالى از او به دست طلبكار بيفتد، او مىتواند پس از گفتن كلماتى كه ياد كرديم به قدر مال خودش از آن مال برداشت كند، و هر وقت مالى داشته باشد و انكار كند سپس همين منكر مالى را در نزد وى به امانت بگذارد، برداشت از مال امانت براى او كراهت دارد، زيرا اين كار، به منزله خيانت است و خيانت به هيچ وجه جايز نيست.«١٨»
از عيسى بن اعين روايت شده كه مىگويد: «از امام صادق (ع) درباره مردى پرسيدم كه به كسى كه به اميد پاداش، هديه مىدهد ولى هنوز پاداش نداده، طرف مىميرد، و عين هديه به دست صاحبش مىافتد، آيا مىتواند در صورت امكان آن را دوباره به ملك خود باز گرداندي فرمود: باكى نيست كه بگيرد.»«١٩»
در كافى از هذيل بن حنّان برادر جعفر بن حنّان صيرفى نقل شده كه مىگويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: من به برادرم جعفر مالى دادهام، و او هر چه من خرج كنم و مكّه بروم و صدقه بدهم به من مىدهد. از افراد مورد اعتماد، پرسيدم و آنها گفتند اين عمل درست نيست و آن مال حلال نيست، و من دوست دارم از نظر شما مطّلع شوم.
امام (ع) به من فرمود: آيا پيش از اين كه مالى به برادرت بدهى، به تو رسيدگى مىكردي
عرض كردم: آرى، فرمود: بنابراين، آنچه او مىدهد بگير و از آن بخور و بنوش و حجّ بگزار و صدقه بده، و چون به عراق رفتى بگو: جعفر بن محمّد، به من اين فتوا را داد.»«٢٠»
از اسحاق بن عمّار از قول ابو الحسن (ع) نقل شده كه مىگويد: «از آن حضرت درباره مردى پرسيدم كه به مرد ديگرى مالى به قرض داده و اين مرد از بيم آن كه اگر سود را قطع كند مالش را مىگيرد، مقدارى از سود را بدون اين كه او شرط كرده باشد، به وى مىدهد. فرمود: تا وقتى كه شرط نكرده باشد، باكى نيست.»«٢١»
[١٨] به همان مأخذ، ص ١٠٦ مراجعه کنيد.
[١٩]- همان مأخذ، ص ١١٤.
[٢٠]و ٢١ – کافي، ج ٥، ص ١٠٣، شماره ٢ و ٣ و در آنجا آمده است: «تا وقتي که با هم شرط نکرده باشند.»