راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٤ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
عالم اين مهم را كفايت كرده است، مثل كسى كه بايد بيمار سختى را معالجه مىكرد و ديگرى به معالجه او اقدام كرده است آن سخن بسيار خوشحال مىشود، و اگر تصادفا سخن خود را بر سخن ديگران برترى مىدهند، پس ايشان مغرورند، دوم آن كه گمان مىبرند كه هدفشان شفاعت براى دفع ظلم از مسلمانى است و اين نيز زمينهاى براى غرور است در صورتى كه معيار آن است كه گفته شد.
فصل
سپس غزالى مسائلى را درباره احوالى كه در اثر معاشرت با سلاطين و مباشرت با اموالشان عارض مىشود ذكر كرده، و در مورد حرمت معامله با ايشان و قضات و كارگزاران و خدمتكارانشان مبالغه كرده است، بر اساس قاعدهاى كه خودش مطرح كرده مبنى بر اين كه هر مالى كه بيشترش حرام باشد حرام است و در آن باره اخبار زيادى از پيشينيان نقل كرده. سپس مىگويد: اين مبالغه و هشدار پيشينيان نسبت به معامله با فاسقان و بازرگانان و جواهرتراشان و سنگتراشان و صاحبان حمام و ريختگران و رنگرزان و پيشه وران با غلبه فسق و دروغ بر ايشان بلكه با كفّار ذمّى نقل نشده است، و تنها درباره ستمگران بويژه كسانى كه مال يتيمان و بيچارگان را مىخورند و همواره مسلمين را مىآزارند، آمده است يعنى كسانى كه به نابود كردن نشانههاى دين و شعائر اسلامى كمك مىكنند و علت اين امر آن است كه معصيت به دو قسم لازم و متعدى تقسيم مىشود، و فسق از گناهان لازم است كه به ديگران تجاوز نمىكند. همچنين كفر كه جنايتى در حق خداى تعالى است و حساب آن نيز با خداست و اما معصيت واليان به سبب ظلم، متعدّى است و كار ايشان بدان سبب دشوار مىشود، و به مقدار گستردگى ظلم و عموميت تعدّى و تجاوز عذاب خدا بيشتر شامل حال آنها مىشود. بنابراين بايد هر چه بيشتر از ايشان و معامله با ايشان دورى جست، پيامبر (ص) فرمود: «به پاسبان