راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٦ - باب پنجم در دلسوزى تاجر نسبت به امور مربوط به دين و اهتمام به آخرتش
باشد، زيرا اگر مردم تجارت و صنعت را ترك گويند زندگيها فلج و مردمان نابود شوند.
بنابراين مرتب شدن امور جامعه بستگى به هميارى همگان دارد و بايد هر كسى كارى را عهدهدار شود، و اگر همگى به يك صنعت رو آورند، باقى كارها تعطيل خواهد شد و همه مردم نابود مىشوند و بعضى از مردم، اين سخن پيامبر (ص): «اختلاف امتّم رحمت است»«٢» را بر اين مورد حمل كردهاند، يعنى اختلاف همّت مردم در صنعتها و حرفههايشان بعضى از صناعات مهمّند و برخى از آنها چندان مورد نياز نيست، چون مربوط به رفاه طلبى و آرايش در دنيا مىشود. پس بايد به صناعت مهمى اشتغال پيدا كند تا در
اقدام به آن مشكلى را از نظر دينى از مسلمانان حلّ كند و بايد از شغل نقّاشى و ريختهگرى و گچكارى ساختمان و زينتكارى و هر چه باعث آرايش دنيا شود، دورى كند زيرا دينداران همه اينها را بد مىدانند، اما ساختن ابزار موسيقى و آلاتى كه استعمال آنها حرام است، اجتناب از آنها از قبيل ترك ظلم است و از آن جمله است دوختن قباى ابريشمى براى مردان و ريختهگرى هر نوع مركب از طلا و يا انگشترهاى طلا براى مردان كه تمامى اينها از گناهان است و گرفتن مزد براى آنها حرام مىباشد و قبلا گفتيم كه فروختن طعام و كفن فروشى مكروه است، زيرا باعث مىشود صاحبان اين شغلها منتظر مرگ مردم و نيازمندى آنان- به خاطر گرانى نرخ- باشند و قصّابى نيز به خاطر قساوت قلبى كه به همراه مىآورد، و حجامت و رفتگرى به دليل آلودگى و كثافت آن و همچنين دبّاغى و نظاير آن مكروه است. ابن سيرين واسطه گرى و دلّالى را نيز مكروه دانسته و
[٢] اين حديث را مقدّس در کتاب الحجه و بيهقي در رساله الشعريه بدون سند نقل کردهاند و حليمي، قاضي حسين، امامالحرمين و ديگران آن را آوردهاند و شايد اين حديث در کتب بعضي از حافظان نقل شده باشد که به ما نرسيده و اين حرفي است که سيوطي در الجامع الصغير گفته است و خبر را صدوق در المعاني، ص ١٥٧ نقل کرده و به فرض درستي صدور آن محتمل است که مقصود از اختلاف آمد و رفت و کنايه از ديد و بازديد و مهماني باشد چنان که در آيه «اِنَّ في اختلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ» يعني در پي هم آمدن شب و روز و در سخن ائمه (ع) «وَ مَختَلَفَ المَلائکَةِ» به معنايي پياپي آمدن فرشتگان است.