راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٨ - اركان عقد بيع
نظاير آنها. اما در معجونات و مركبّات و چيزهايى كه از اجزاى مختلف فراهم آمده مانند كمانهاى مصنوعى و تيرهاى معمولى و كفش و نعلين كه داراى اجزاى مختلف و ساختهاى گوناگونى است و نيز در پوست حيوانات جايز نيست.
چهارم، اوصاف چيزهايى را كه قابل توصيفند، به طور كامل بيان كنند
تا صفت خاصى باقى نماند كه باعث آن مقدار تفاوت قيمتى باشد كه مردم در آن حد مغبون مىشوند، زيرا اين تعريف و توصيف در حقيقت به جاى ديدن در معامله است. بنابراين بيان عدد در متاع قابل شمارش كافى است، بلكه ناگزير بايد در مواردى مثل خربزه، بادنجان، تخم مرغ و انار وزن شود البته در بيع غير سلم تنها ديدن جنس كافى است.
پنجم، آن كه مدت را- اگر مدّت دار است- معيّن كند
نه آن كه بگويد: تا وقت درو و يا تا وقت چيدن ميوهها بلكه با ماه و روز تعيين كند، زيرا چيدن ميوهها گاهى جلو و گاهى عقب مىافتد.
ششم، مال مورد معامله سلم از چيزهايى باشد كه در سر آمد وقت بتواند آن را تسليم كند
و غالبا يقين به وجود آن باشد. بنابراين در مثل درى كه مىگويند كمنظير است و يا كنيز زيبايى كه فرزند هم داشته باشد و نظاير اينها كه غالبا تسليم آنها غير ممكن است، صحيح نيست. همچنين در مورد انگور و ساير ميوهها، پيش فروش آن تا مدّتى كه امكان رسيدن آن نباشد، معامله سلم درست نيست. بنابراين اگر غالبا در زمان معهود آن متاع وجود دارد ولى در سرآمد وقت، به سبب آفتى امكان تسليم نباشد، در اين مورد اگر خواست مىتواند مهلت بدهد تا فراهم كند و مىتواند معامله را به هم بزند و به رأس المال رجوع كند.
هفتم، آن كه محلّ تسليم را در مواردى كه مقصود بدان وسيله فرق مىكند بايد نام ببرند
تا باعث اختلاف نشود. بعضى گفتهاند: تعيين محلّ در صورتى لازم است كه فروشنده و خريدار در بيابان و يا در شهر غربت باشند و بخواهند آن جا را ترك كنند، و