دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٦١ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
بود , از تقويم وقوع خسوفى را مى دانست , به مردم گفت اگر آذوقه بما ندهيد ماه را به غضب مى آورم , همان شب ماه مى گرفت , چون خسوف شروع شد مردم روى دست و پاى او افتاده , و آنچه مى خواست دادند . ( تحفة الافلاك هدايت - ط ١ چاپ سنگى - ص ٢٧٩ ) .
مشابه آن را , عليقلى ميرزا در فلك السعادة , آورده است كه :
( حكيم دانشمند كريستوف كولومبس , بعد از آن كه در سنه ١٤٩٢ مسيحى مطابق سنه ٨٩٨ هجرى كشف ارض جديد كه مشهور به امريكا وينكى دنيا است نمود و به اسپانيه مراجعت كرده و ثانيا " با سفاين بسيار روى به ارض جديد آورد , و به جهات چند كه در تاريخ امريكا ثبت است اهالى وحشى آنجا او را در يكى از جزاير محبوس كرده , و چون ايشان پرستش نير اعظم مى نمودند كولومبس به قواعد ارصاد دريافت نمود كه على الصباح كسوف كلى خواهد شد , به ايشان گفت من فرستاده خداى شما هستم اگر مرا رها نكنيد فردا خداى شما بر شما غضب خواهد كرد , و آنها اعتنائى به اين سخن نكرده على الصباح جرم شمس منكسف شده اهالى آن جزيره متوحش گشته نزد وى آمدند عجز و لابه نمودند , و او تا وقت انجلاء ايشان را معطل داشته , بعد از آن دست به دعا برداشته روى به سماء نمود اندك اندك جرم شمس منجلى شد , آنها قول او را صدق دانسته مايه استخلاص وى گشت) . ( فلك السعادة - ط ١ چاپ سنگى - ص ٤٠ و ٤١ )
غرض از نقل واقعه كريستف كلمب اين است كه نظير همين روى داد قبل از وى براى خواجه طوسى پيش آمد كه پس از چند سطرى آن را حكايت مى كنيم .
اينك گوئيم كه در كودكى و خرد ساليم چند بار ديده ام كه ماه يا آفتاب را ظل گرفته بود , و مرد و زن مسلمان آن روز به دلسوزى سر و سينه مى زدند و گريه مى كردند كه ظل اژدهائى دشمن ماه و آفتاب است و او را دهن كشيده و مى خواهد بخورد , لذا ظروف كهنه مسين به خصوص طاس و طشت و ديگ را باژگونه كرده سخت مى كوبيدند كه ظل رم كند و از ماه يا آفتاب دست بدارد . و ظل را دشنام مى دادند و سخت نفرين مى كردند . و گاهى هم همه باهم يك دهن همهمه ها و