دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٤٧ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
حركات كواكب نسبت به كره ارض تصوير فرموده اند . و بعد از آن كه از تصور مبادى حركات - اعنى فرض افلاك مجسمه - نحوه حركات كواكب بدست آمده است همان گونه كه دانشمندان هيوى بالاتفاق فرموده اند , به مجرد مدارات و دوائر اكتفاء مى شود بدان نحو كه در آغاز اين وجيزه گفته آمد .
چه خوب است كه در همه مدارس همين روش پسنديده را در تعليم و تعلم علم شريف هيئت پيش بگيرند كه در تفهيم مسائل هيوى حقا دخلى بسزا دارد .
پوشيده نماند كه بعد از فراغ از هيأت مجسمه , چون به مجرد افلاك رياضى اكتفا شود , معلوم مى گردد كه به حكم اوج و حضيض داشتن كوكب به نسبت با مركز زمين , مدار آن كوكب نسبت با زمين متشابه بيضى خواهد بود .
و ديگر اين كه در هيأت مجسمه , تشبيه افلاك گرد يكديگر در آمده به تويهاى پياز جهت اتصال آنها بيكديگر , و عدم لزوم خلاء , نظير تشبيه وحدت عالم جمع , و كثرت عالم فرق , و ارتباط آن دو نزولا و صعودا باهم , در حكمت الهيه است به مخروط كه برخى عالم جمع را به رأس مخروط , و عالم كثرت را بقاعده مخروط تنظير كرده است . و بعضى به عكس آن . عكس بدين لحاظ كه ماوراى طبيعت اوسع از عالم طبيعت است . و اول بدين نظر كه عالم باطن متن است و عالم ظاهر شرح , متن جمع است و شرح آن تفصيل . و هر يك در نظر خود صادق و صائب است . حكيم سبزوارى در بحث مثل غرر گويد :
فذى من المخروط مثل القاعدة *** و ذاك نقطة لكل واحدة
چه بسا أفواه و أقلام در مقام طعن گويند كه هيأت بطليموسى افلاك پوست پيازى است , و منطق حكمت و فلسفه عالم كله قندى . نه آن علم هيأت خوانده است و به رموز آن آشنا است , و نه اين علوم عقليه را فرا گرفته است و از اسرار آن آگاه , چيزكى شنيدند و بهانه اى بدست آوردند .
چنان كه گفته ايم در علم هيأت و از نظر هيوى پس از تصور واقعى انحاء حركات از افلاك مجسم - يعنى آسمانهاى جسمانى - به افلاك رياضى كه همان