دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٨١ - حصيل تعديل النهار از مطالع
( تعديل النهار قوسى از معدل است كه واقع شود ميان مطلع كوكب يا مغيب آن , يا مطلع جزء يا مغيب آن بافق استوائى , و ميان دائره ميلى كه بر محل تقاطع افق با مدار كوكب يا جزء گذشته باشد) .
و زيادت( بافق استوائى) را يا شاهمير بعبارت نياورده است و مطلب را بوضوح آن واگذاشته است , و يا از ناسخ ساقط شده است .
تحرير شاهمير را در بيان تعريف مذكور بعنوان تمرين نقل مى كنيم , وى در دنباله عبارت بالا گفته است :
([ و چون تخيل آن متعسر است اكثر علماء بيان آن بطريق تمثيل نموده اند , و در اينجا آن تمثيل بر وجهى كه اصطلاحين و ما لهما و ما عليهما از آن معلوم گردد ايراد نمايد ان شاءالله تعالى . و بيانش آنست كه فرض نمائيم مثلا كه نصف ثور بر افق بلدى مفروض باشد , و دائره ميلى فرض نمائيم كه بر مطلع آن جزؤ گذرد , و لا محاله تقاطع با معدل النهار تحت الافق نمايد چه ثور از بروج شمالى است و اولا دائره ميل بمدار وى رسد بعد از آن تقاطع با معدل النهار نمايد , پس مثلثى حاصل گردد كه قاعده آن قوس ميلى باشد كه ميان آن جزؤ از منطقه و جزوى از معدل كه بازاء اوست واقع باشد , و يك ضلع وى قوسى باشد از منطقة البروج ميان اول حمل و نصف ثور , و ضلعى ديگرش قوسى بود از معدل كه مطالع آن قوس از منطقة البروج بلكه مطالع آن جزؤ در خط استواء بود چه دائره ميل افقى از آفاق خط استواء است , و اين قطعه معدل بازاء آن قطعه از منطقة البروج ميان دائره ميل كه افق خط استواء است و اول حمل واقع شده , و لا محاله افق آن مثلث را بدو مثلث تقسيم نمايد : يك مثلث تحت الأرض كه قاعده اش قوسى بود از معدل كه ميان افق و دائره ميل باشد , و يك ضلعش قوس ميل كه قاعده مثلث اول بود , و ضلعى ديگر قوسى از افق كه سعه مشرق آن جزؤ باشد , و يك مثلث فوق الأرض كه قاعده اش سعه مشرق مذكور از افق بود كه قدر مشترك بين المثلثين باشد , و يك ضلعش همان منطقة البروج باشد كه ضلع مثلث بزرگ بود , و ضلع ديگرش تتمه آن قوس از معدل بود كه ضلع مثلث بزرگ بود و افق قطع قاعده مثلث كوچك