دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٣٤ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
جوانب العالم ثم اطلقت أجزائها لكان يتوجه بعضها إلى بعض و يقف حيث يتهيأ تلاقيها]( .
و بعد از ثابت به چند قرن , اسحاق نيوتن نيز قائل به قوه جاذبه ارض شده است كه امروز همگان بر آن متفق اند .
شايد در بادى نظر اين سؤال پيش آيد كه اگر هبوط و سقوط اجسام بسوى زمين از قوه جاذبه زمين است پس چرا به عكس شعله آتش و ابرو دود و بخار مثلا " از زمين گريزانند و بسوى بالا شتابان مى روند ؟
جواب اين است كه اين مواد در حقيقت ميل به بالا ندارند , و به سوى بالا رفتن آنها در واقع از قوه جاذبه زمين است . بدين بيان كه اجسام باهم تزاحم دارند , يعنى دو جسم در يك مكان نگنجند بلكه يكى ديگرى را دفع و رد مى كند تا خود حائز آن مكان شود . مى دانيم كه برودت سبب تكثيف هوا و حرارت موجب تخفيف آنست . هواى سرد آكنده و فشرده و سنگين است , و هواى گرم باز و پراكنده و سبك . قوه جاذبه جسم سنگين را به حكم جنسيت تجاذب , بيشتر بسوى خود جذب مى كند . حال چون هواى سنگين به فشار بسوى زمين جذب مى شود لاجرم هواى سبك را از مكانش به فشار دفع مى كند و دور مى نمايد و جاى او را مى گيرد . پس اين رفتن هواى سبك بسوى بالا در واقع پرت كردن هواى سنگين او را بدانسوى است , و انسان گمان مى كند كه بخار و شعله و مانند آنها بسوى بالا شتابان روان و از زمين گريزانند . و به همين سبب است كه اشياء خفيفه از زير آب به بالا مى آيند كه در واقع چون آب سنگين تر از آنها است , آنها را به سوى بالا دفع مى كند .
به صورت تمثيل و تنظير در نظر بگيريد دو كفه ترازو را , هرگاه سنگى به وزن يك سير در يك كفه آن بنهيم به حكم فعل جاذبيت بسوى زمين مى آيد , و كفه ديگر خالى بالا مى رود , در اين حال اگر سنگى به وزن يك كيلو در آن كفه تهى بنهيم بسبب زيادت فعل جاذبيت به حسب زيادت ماده , به سرعت بسوى زمين هبوط مى كند , و آن كفه ديگر بسبب قلت وزن آن به همان سرعت به بالا صعود