دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨١٣ - قطب مغناطيسى و قطب جغرافيائى زمين , و قطبنما و قبله نما
المكان الذى نحن فيه , و عليه تأسست البوصلة .
كان الاقدمون يعتقدون ان ميل الابرة المغناطيسية هو من الجنوب الى الشمال , و لكن البحرى الشهير كريستوف كولومب في رحلته لاكتشاف امريكا بين خطا هذا القول , و كان ذلك سنة ١٤٩٣ .
الابرة المغناطيسية تتحول تحولا منتظما بحسب البعد أو القرب من القطبين , و قد عنى العلماء بتحقيق درجات هذا الميل حتى اصبح الاهتداء بالابرة المغناطيسية في متاهات و البحر من أيسر الامور على صغار الملاحين]( . ( ص ٩ و ١٠ )
ترجمه آن بصورت خلاصه اين كه : برخى گفته اند اختراع قطب نما از چينيان است , و برخى گفته اند از عرب است . ابره ( سوزن , عقربه ) در علم طبيعى سوزن و عقربه مغناطيسى است كه بر شكل معين دراز كه وسط آن بر محورى سوار و استوار و بر سطح افقى متحرك است , چون آن را به حال خود رها كنند بسوى شمال و جنوب مى اي ستد . و اگر او را از آن حالت برگردانند پس از چند بار آمد و شد به همان حالت طبيعى نخستين بسوى شمال و جنوب مى ايستد . و اين خاصيتى ارزشمند است كه هر كجا باشيم ما را بسوى شمال راهنمائى مى كند . و قطب نما بر اين اساس بنا نهاده شده است .
پيشينيان بر اين عقيدت بودند كه ميل ابره مغناطيسى از جنوب به شمال است , و لكن دريانورد شهير كريستف كلمب در سفر كشف آمريكا در سنه ١٤٩٣م خطاء آن عقيدت را آشكار كرد . ابره مغناطيسى بحسب بعد و قرب نسبت به قطبين تحول مى يابد , و علماء به تحقيق درجات ميل آن ( يعنى زاويه انحراف را ) به حساب آورده اند چنان كه در بر و بحر از ابره مغناطيسى هدايت مى شوند .
پى يرروسوPIRERRE ROUSSEAU ) ) فرانسوى در كتاب( تاريخ صنايع و اختراعات ) , ترجمه آقاى حسن صفارى گويد :
([ دريانوردى در قرون وسطى و قطب نما - وقتيكه ساحل دريا از نظر محو مى شود , مسلما " ديگر دريانوردى با وسايل تجربى حركت در امتداد ساحل امكان پذير نيست و بايد از روشهاى علمى استفاده كرد - تا اين كه گويد :