دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٣٨ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
مبادى حركات است , چه تصور حركت موقوف است بر تصور جسم , يعنى اول تصور اجسام كروى نمايند و از حركت آن تشخيص مناطق كنند , و حركت مركز كوكب را منوط به حركت منطقه دارند , و اين چنين هيأت را هيأت مجسمه خوانند , و در آن شائبه از علم طبيعى هم باشد , و محض از علوم رياضيه نبود . و اگر اقتصار بر دوائر كنند كه مدارات محسوسه حركات مراكز كواكب و افلاك اند , و به براهين خطوط اثبات مقررات اين علم كنند , در اين صورت اين هيئت را هيئت غير مجسمه نامند , و علمش محض رياضى باشد . بلكه اگر ادنى تأمل كنند بدانند كه حين اجراى برهان , مقررات هيئت مجسمه هم غير مجسمه مى شود , لهذا بطليموس در مجسطى اصلا " التفات به تجسيم ننموده است , و محض بر دوائر و اوتار ابتناى اين علم داشته است]( . ( جامع بهادرخانى - ط ١ هند - ص ٥٧٤ )
اين بود عبارتى كه از جامع بهادرى نقل كرده ايم , و به چند جمله آن بايد خيلى دقت داشت :
يكى اين كه گفته است( : در هيأت مجسمه شائبه از علم طبيعى هم باشد و محض از علوم رياضيه نبود) و اين مطلب همانست كه از خفرى شنيده اى كه :
( و كان له عرق من العلوم الطبيعية التى موضوعها الجسم الطبيعى من حيث الحركة و السكون) .
و ديگر اين كه گفته است( : بلكه اگر ادنى تأمل كنند بدانند كه حين إجراى برهان , مقررات هيأت مجسمه هم غير مجسمه مى شود) و اين مطلب خيلى شيرين است , و به خصوص جمله اخير كه گفته است( : لهذا بطليموس در مجسطى اصلا " التفات به تجسيم ننموده است , و محض بر دوائر و اوتار ابتناى اين علم داشته است) .
شگفت اين كه بطليموس در مجسطى اصلا " متعرض به افلاك مجسمه نشده است , و ابتناى علم شريف هيأت را فقط بر دوائر و اوتار نموده است , بدين نظر كه تجسيم افلاك مسأله طبيعى است و مربوط به فلسفه است , و لكن در السنه و افواه به شهرت غلط , افلاك بطليموسى سائر و دائر است .